حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

تصلیب عیسی مسیح

زمانی که عیسی می‌میرد، پرده معبد به دو نیم پاره می‌شود. در متی، زلزله‌ای باعث گشوده شدن قبرها می‌شود. در مرقس و متی، فرمانده سربازان رومی که از این اتفاقات وحشت‌زده شده بود، می‌گوید: «به راستی او پسر خدا بود.

در لوقا، عیسی به زنانی که به دنبالش می‌آمدند و گریه می‌کردند می‌گوید «برای من گریه نکنید، بلکه به خاطر خود و فرزندانتان اشک بریزید

در روایات اناجیل، عیسی بخش بزرگی از تبلیغ خود را صرف انجام معجزات، به خصوص شفا دادن، می‌کند.[۱۵۷] آن معجزات در دو دسته اصلی قرار می‌گیرند: معجزات درمانی و معجزات طبیعت

و با وجود آن همه معجزات او را انکار میکنند که تو مسیح نیستی و سرانجام با توطئه و اتهامات مختلف او را بر صلیب در محل گلگتا جمجمه با خشونت تمام با استفاده از میخ و تاج خار به صلیب میکشند.

طوفان نوح

طوفان نوح عذاب الهی بود که قوم نوح به سبب بت‌پرستی گرفتار آن شد. نوح ۹۵۰ سال مردم را به خداپرستی دعوت کرد؛ اما به جز عده کمی، کسی به او ایمان نیاورد؛ بنابراین نوح آنان را نفرین کرد و خداوند طوفان را برای عذاب آنان نازل کرد.

بر اساس قرآن کریم، طوفان نوح، عذاب الهی برای از بین بردن قوم مشرک حضرت نوح بوده است.[۱] قومی که بر اساس گزارش آیات قرآن، بت‌هایی با نام‌های «وُدّ»، «سواع»، «یغوث»، «یعوق» و «نسر» را می‌پرستیدند.[۲] چنانکه در قرآن کریم آمده، نوح برای هدایت آنان تلاش بسیاری کرد، اما در نهایت موفق به هدایت آنان نشده[۳] و پس از مدتی طولانی، تنها عده معدودی به او ایمان آورده‌اند.[۴] بر اساس آنچه در قرآن کریم آمده، قوم نوح او را دروغگو خطاب می‌کردند و برای نپذیرفتن پیامبری او دلایلی می‌آورده‌اند؛ از جمله اینکه: تو جز بشری مثل ما نیستی، آنان که اطراف تو هستند کمتر از ما هستند و در نهایت اینکه تو از لحاظ خویشاوندی هیچ برتری‌ای نسبت به ما نداری.[۵] به گزارش قرآن کریم، نوح(ع) ۹۵۰ سال قوم خود را به یکتاپرستی دعوت کرد.[۶]

پس از آنکه خداوند به نوح وحی کرد که مردم قومش هرگز ایمان نخواهند آورد،[۷] حضرت نوح(ع) قوم خود را نفرین کرد و گفت: «پروردگارا از کافران هیچ جنبده‌ای بر زمین بر جای مگذار.»[۸] بنابر آنچه طبرسی در مجمع البیان آورده، بر اثر این نفرین، زنان و مردان عقیم شدند و چهل سال کودکی متولد نشد و همه‌جا را قحطی فرا گرفت، تا اینکه هر چه داشتند از بین رفت و بیچاره و بدبخت شدند.[۹] در این هنگام نوح به آنان گفت: از خداوند طلب آمرزش کنید که او آمرزنده است.[۱۰] اما قوم نوح باز هم دعوت او را اجابت نکردند و به یکدیگر سفارش می‌کردند که خدایان خود را فراموش نکنید.[۱۱] پس از این، خداوند با طوفان بزرگی همه مشرکان را از بین برد و درخواست نوح(ع) را اجابت کرد.[۱۲]

برخی زمان آغاز طوفان نوح را دهم رجب[۳۶] و برخی دیگر دوم رجب[۳۷] دانسته‌اند. بسیاری از مورخین نقل کرده‌اند که در جریان طوفان نوح چهل روز پیوسته از آسمان آب بارید و از زمین آب جوشید.[۳۸] مدت زمان طول کشیدن طوفان را نیز برخی ۶ ماه[۳۹]، برخی ۱۵۰ روز و برخی دیگر ۵ ماه، برخی ۱۳ ماه و برخی ۲۷ روز عنوان کرده‌اند.[۴۰] علامه مجلسی در کتاب «تاریخ پیامبران» بر اساس روایتی که آن را معتبر می‌داند نقل کرده است که نوح با قومش هفت شبانه‌روز در کشتی ماند.[۴۱]

ثمود

ثَمود قومی عرب که با انکار دعوت صالح پیامبر به عذاب الهی گرفتار شدند. قرآن از آنان به عنوان قومی مشرک یاد کرده که در ساختن خانه از سنگ مهارت داشتند. خدا صالح(ع) را به سوی آنان فرستاد. آنان معجزه پیامبر خود را که به ناقه صالح شهرت دارد، کشتند و در پی آن به عذاب الهی گرفتار شدند. داستان قوم ثمود در تورات نیامده، اما یافته‌های باستان‌شناسان وجود آنان را در مناطق شمالی شبه‌جزیره عربستان تأیید می‌کند.

آنان از حضرت صالح، برای اثبات مدعایش، تقاضای معجزه کردند[۲۷] بر پایه روایات، از او خواستند تا شتر ماده‌ای را دل کوه، بیرون آورد[۲۸] خدا خواسته آنان را برآورد و ناقه‌ای از دل کوه بیرون آمد، صالح به آنان هشدار داد، تا متعرض ناقه نشوند.[۲۹] اما قوم ثمود ناقه را کشتند

پس از آنکه قوم ثمود ناقه را کشتند، صالح به آنان خبر داد، پس از سه روز به عذاب خدا گرفتار می‌شوند.[۳۶]بنا بر برخی گزارش‌ها، در روز اول رنگ رخسار آنان زرد، روز دوم سرخ و روز سوم سیاه شد و سپس به عذاب الهی گرفتار و نابود شدند.[۳۷] قرآن از عذاب قوم ثمود با نام‌های صاعِقَه، [۳۸]صَیحه[۳۹] و رَجفه[۴۰] یاد کرده است. برخی از نویسندگان این عناوین را مراحل مختلف عذاب دانسته‌اند.[۴۱]

گفته شده، بازماندگان اندک از قوم ثمود به مکه[۴۲] و یا رمله از شهرهای فلسطین[۴۳] مهاجرت کردند، برخی از پژوهشگران وجود اماکن متعدد به نام صالح پیامبر در فلسطین را، دلیل سکونت بازماندگان ثمود در آنجا دانسته‌اند

عذاب قوم عاد

عادیان نه تنها در برابر آخرین اتمام حجت‌های هود (علیه‌السلام) تمکین ننمودند، بلکه با وقاهت تمام سخن گفتند که هر نوع امیدی از هدایت آن روح‌های فرو رفته در غرور و پلیدی ناامید می‌شد، آنها گفتند: «پس اگر راست می‌گویی آن‌چه را (از بلا و عذاب الهی) به ما وعده می‌دهی بیاور». هنگامی که سخن به اینجا رسید و آخرین حرف خود را که نشانه امتناع کامل از قبول دعوت هود بود زدند و او به کلی از هدایت آنان مأیوس شد، به آنها گفت: اکنون که چنین است، بدانید عذاب و کیفر و خشم خدا بر شما مسلماً واقع خواهد شد.

عذاب سختی که خداوند بر قوم عاد فرستاد و آنها را به هلاکت رسانید، در آیات متعدد قرآن اشاره شده است. 

 که از همه آنها چنین بر می‌آید که عذاب آنها بسیار سخت و وحشتناک بوده است. در سوره حاقه آیه ۶ به بعد چنین آمده: 

 «خداوند تند بادی طغیانگر و سرد و پر صدا را هفت شب و هشت روز پی در پی و بنیان کن بر قوم عاد مسلّط کرد، آن قوم یاغی هم چون تنه‌های پوسیده و نخل‌های تو خالی، در میان آن تند باد کوبنده بر زمین افتادند و به هلاکت رسیدند، و همه آنها نابود شدند.»

در بعضی از تفاسیر چنین آمده است: سرزمین قوم عاد، بسیار پر درخت و خرم و حاصل‌خیز بود، ‌وقتی که از دعوت حضرت هود (علیه‌السلام) سرپیچی کردند، خداوند باران رحمتش را به مدت هفت سال از آنها باز داشت. خشک‌سالی و قحطی، همه‌جا را فرا گرفت. هوا خشک و گرم و خفه‌کننده شده بود.
حضرت هود (علیه‌السلام) به آنها فرمود: «توبه و استغفار کنید، ‌تا خداوند باران رحمتش را به سوی شما بفرستد.» ولی آنها بر عناد و سرکشی خود افزودند و دعوت آن حضرت را به مسخره گرفتند. خداوند به هود (علیه‌السلام) وحی کرد که فلان وقت عذاب دردناکی به صورت باد تند و کوبنده بر آنها می‌فرستم.
آن وقت فرا رسید، وقتی ملت گنه‌کار عاد به آسمان نگریستند ابری را دیدند که به سوی سرزمین آنها حرکت می‌کند، تصور کردند که ابر نشانه باران است، از این‌رو شادمان شدند، و گفتند: «این ابری است باران‌زا که به سوی درّه‌ها و آبگیرهایمان رو می‌آورد.» به استقبال آن شتافتند، و در کنار درّه‌ها و سیل‌گیرها آمدند تا منظره نزول باران پر برکت را بنگرند و روحی تازه کنند. ولی به زودی به آنها گفته شد؛ این ابر باران‌زا نیست، این همان عذاب وحشتناکی است که برای آمدنش شتاب می‌کردید، این تند باد شدیدی است که حامل عذاب دردناکی خواهد بود. طولی نکشید که آن با تند و ویران‌گر فرا رسید، و اموال و چهار پایان و خود آنها را نابود کرد

نخستین بار که متوجه ابر سیاهِ پر گرد و غبار شدند، وقتی بود که آن باد به سرزمین آنها رسید و چهار پایان و چوپانان آنها را که در اطراف بودند، از زمین برداشت و به هوا برد، خیمه‌ها را از جا می‌کند و چنان بالا می‌برد که آنها به صورت ملخی دیده می‌شدند، هنگامی که آن صحنه وحشت‌بار را دیدند، فرار کردند و به خانه‌های خود پناه بردند و درها را به روی خود بستند، ‌ولی باد آن چنان تند بود که درها را از جا می‌کند، و آنها را بر زمین می‌کوبید و با خود می‌برد و پیکرهای بی‌جان آنها را زیر خروارها شن، پنهان می‌ساخت. 


آری آنها آن چنان در چنبره عذاب الهی قرار گرفتند که به فرموده قرآن: «ما تَذَرُ مِنْ شَی‌ءٍ اَتَتْ عَلَیهِ اِلاَّ جَعَلَتْهُ کَالرَّمِیمِ؛ آن باد تند از هر چیز که می‌گذشت، آن را رها نمی‌کرد، تا این که آن را هم‌چون استخوان‌های پوسیده می‌نمود.» 

چنان که در قرآن، آیه ۵۸ سوره هود آمده، خداوند می‌فرماید:  «و هنگامی که فرمان عذاب ما فرا رسید، ‌ هود و کسانی را که به او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم، و آنها را را از عذاب شدید رهایی بخشیدیم.» مطابق پاره‌ای از روایات، هود و اطرافیانش، بعد از هلاکت قوم، به سرزمین حضرموت کوچ نموده، و تا آخر عمر در آن‌جا زیستند.

پیامبران شهید

ا-هابیل ع : دومین پیامبر نسل بشر و فرزند آدم ع که به علت حسادت برادرش قابیل(قاین) با ضربه سنگ به سرش به شهادت رسید.

۲-یروغ پسر قالع ع: از پیامبران بعد از طوفان که همراه ۵عضو خانواده خود توسط پیروان زنی ساحر به شهادت رسید

۳-عیاش ذوالقرنین ع: اولین پادشاه مقتدر بعد از طوفان نوح که مقام الهی داشت و در ورکا(اوروک) واقع در عراق باستان حکومت می کرد و توسط قومش که ضربه ای به سرش زدند به شهادت رسید.

۴- شعیب بن مهرم ع: پیغمبری مبعوث بر شهر حاضور عربستان که توسط قوم خود به شهادت رسید.

۵-شعیب بن صالح ع: وصی حضرت صالح در قوم ثمود واقع در سواحل عربستان که بعد از شهادت او را در گودالی دفن کردند در زمان صدر اسلام جسد او را در حالیکه دست بر سر و بینی خود گرفته بود سالم پیدا کردند که اصل و نسب او بر تکه پوستی که در لباسش بود نوشته بودند.

۶-یوشع بن نون ع: پیامبر و وصی حضرت موسی ع که بعد از فوت موسی با اقوام کافر منطقه فلسطین و منافقین داخلی بنی اسرائیل از جمله صفورا همسر موسی جنگها نمود و بالاخره در شب ۲۳ رمضان به شهادت رسید می گویند در آن شب هر سنگی را از زمین فلسطین بر می داشتند از زیر ان خون می جوشید!

۷-اسماعیل بن حزقیل صادق الوعد ع: پیامبر و فرزند وصی سوم موسی ع حزقیل. مبعوث بر مجوس نواحی ساوه که قوم او پوست سر و رویش را زنده کنده رهایش کردند تا بمیرد او به ملک عذاب اجازه عذاب قوم خود را نداد و گفت می خواهم به حسین ع فرزند پیامبر آخرالزمان تاسی کنم و با او محشور شوم

۸-جاماسب رسول مجوس ع : مبعوث بر ایران قومش بعد ایمان آوردن به حیله پادشاه خود و دخترش هما او را کشته اصحابش را زنده در آتش سوزاندند و کتاب آسمانی را که برایشان آورده بود را به آتش کشیدند.طبق روایت محل دفن او در دامنه کوه سبلان می باشد

۹- حنظله پسر صفوان ع: پیامبر مبعوث بر یمن بعد از پادشاهی تبع بن حسان مردم شهر صنعا او را در میان بازار سبزی فروشان خود به شهادت رساندند

۱۰-عبدالله بن ثامر ع : جوانی که در حمله سپاهیان یهودی ذی نواس به شهر نجران عربستان به همراه پیروان مسیحی خود به شهادت رسید به دستور پادشاه مستطیل عظیمی در زمین کنده و داخل آنرا پر از آتش کردند و ۲۰هزار مسیحی مومن را  به همراه خانواده در آن سوزاندند سپس عبدالله را به تیرکی بسته تیر باران کردند جنازه او سالم در زمان پیامبر ص پیداشد در حالیکه تیری بر شقیقه اش نشسته بود و چون تیر را کشیدند خون تازه از جای ان خارج شد.

۱۱-آزر ع : پیامبری از نسل بنیامین برادر یوسف مبعوث بر قومی ایرانی در مناطق مرکزی ایران مشهور به اصحاب رس که درختان و چشمه آب را میپرستیدند این قوم پیامبرشان را زنده در چاهی دفن کردند.

۱۲-شمعون بن حمون الصفا معروف به پطرس  وصی حضرت عیسی که بعد از عروج آنحضرت با رومیان و یهود جنگید و به شهادت رسید.محل دفن او در لبنان ۲۰کیلومتری شهر صور در روستای مشهدشمع می باشد.

۱۳-یحیی بن زکریا(زکی): آخرین پیامبر قبل از عیسی بن مریم و پسر خاله ایشان که به دستور امپراطور روم و بدست هیرود آخرین شاه یهود و به تحریک دختر برادرش هیرودیا زندانی و سپس سرش را بریده و به روم فرستادند.محل دفن بدن یحیی در جبل زیتون و  سر بریده یحیی در مسجد اموی دمشق می باشد

۱۴-جرجیس بن آناک ع معروف به باقیا بعداز عیسی ع مبعوث بر ارمنستان کوچک پادشاه آن دیار داذانه او را ۷بار با شکنجه های شدید به شهادت رساند باز زنده شد و او را دعوت به خدا کرد سرانجام او را خارج شهر برده گردن زدند.محل دفن او در موصل عراق می باشد

۱۵-کریکری بن ورطانس(گریگوری): بعد ار عیسی ع مبعوث بر افغانستان افغانها موی سر او را به استربسته در صحرا رها کردند

۱۶- حیقوق ع : از پیامبران بنی اسرائیل که توسط نبوکد نصر دوم شاه بابل به ایران کوچ داده شد و در همدان توسط ضربه ای که به سرش زدند کشته شد جنازه او سالم در سال ۱۳۷۰ در تویسرکان همدان ظاهر شد.

۱۷-شعیا ع : از پیامبران فلسطین در زمان نبوکد نصر دوم که انها را به ترک معاصی دعوت و از حمله بخت النصر بیم می داد اما بنی اسرائیل او را ذبح کردند می گویند با برخورد قطره ای از خون او به زمین چشمه ای سرخ رنگ از آنجا فوران نمود که تا زمان حمله بخت النصر و قتل عام یهود خشک نشد.مزار او در غاری در جنوب بیت لحم در کنار حضرت عاموس نبی می باشد

۱۸-زکریا بن یهویاداع (زکریای اول):از پیامبران یهود فلسطین شمالی بعد از سلیمان نبی ع قوم او به پرستش بت ها و درخت زارها روی آوردند زکریا آنها را منع نمود قومش او را مابین قربانگاه و خانه خدا سنگسار نموده و خونش را ریختند.مزار او در جنوب غربی بیت المقدس در محل کفر زکریا معروف است.

۱۹- زکریا بن ایم (زکریای سوم): پدر حضرت یحیی ع و سرپرست مریم عذرا ع یهودیان به قصد کشت او را تعقیب نمودند پس داخل شکاف درختی مخفی شد یهودیان با اره او و درخت را دونیم کردند مزار او در جبل زیتون در شرق بیت المقدس است که در کوه تراشیده شده است و این عبارات بر آن تراشیده شده است:زکریای شهید روحانی بسیار متقی پدر یحیی