حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

نرجس

نرجس، مادر امام زمان(عج) و بنابر نظر مشهور کنیز امام عسکری(ع). برای وی نام‌هایی چون سوسن، صَقیل یا صِیقَل، حدیثه، ملیکه و ریحانه نیز ذکر شده است. از زندگانی نرجس اطلاعات چندانی در دست نیست و بیشترِ آنچه در منابع آمده، درباره ملیت و هویت اوست که گزارش‌های این زمینه نیز اختلاف‌های بسیاری دارند. برخی گزارش‌ها او را کنیزی پروش‌یافته در خانه حکیمه خاتون (عمه امام عسکری(ع)) و برخی دیگر او را کنیزی سیاه‌پوست یا کنیزی اهل نوبه معرفی کرده‌اند.

روایتی نیز وجود دارد که مادر امام زمان(عج) را ملیکه (ملیکا) نوه پادشاه روم خوانده است که به اسارت مسلمانان درآمد. برخی ضعف‌ها مثل وجود راویان ناشناخته در سندِ این حدیث، و نقل داستان‌گونه آن موجب شده است علما این روایت را معتبر ندانند. یکی از دلایل اختلاف بر سر نام و هویت مادر امام زمان را پنهانی‌بودن ولادت امام زمان دانسته‌اند.

گفته شده است مادر امام زمان پیش از شهادت امام عسکری(ع) وفات یافت. در برخی کتاب‌ها نیز آمده است او هنگام شهادت امام عسکری(ع) بر بالین وی حاضر بوده است. قبر نرجس در حرم عسکریین در سامرا و در کنار قبر امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) قرار دارد.

مادر امام زمان(عج) به نام‌های متعددی خوانده شده است: نرجس،[۱] سوسن،[۲] صَقِیل یا صیقل،[۳] ریحانه،[۴] حدیثه، حکیمه، ملیکه و خَمط.[۵] همچنین در گزارشی که شهید ثانی آن را ضعیف می‌داند نام وی، مریم بنت زید العلویه گفته شده است.[۶] در میان این نام‌ها معروف‌ترین نام نرجس است؛ در قدیمی‌ترین گزارش (گزارش مسعودی)[۷] و همچنین در روایت حکمیه خاتون که مشهورترین[۸] روایت درباره تولد حضرت مهدی است، نام مادر امام زمان، نرجس ذکر شده است.[۹]

گفته شده تعدد نام‌ها به این دلیل است که در فرهنگ عربی آن دوران، تعدد نام برای کنیزان مرسوم بوده و بیشتر از اسامی گل‌ها استفاده می‌شده است.[۱۰] برخی نیز احتمال داده‌اند بسیاری از این نام‌ها ناظر به القابی است که نرجس به سبب زادن امام مهدی(ع) متصف به آن شده است؛ مثلا صیقل یا صقیل (در فارسی به معنای درخشنده) وصفی است که وی به سبب وجود نور امام مهدی(ع) یا به سبب درخشندگی و نورانی‌بودن چهره، به آن متصف شده است.[۱۱] در عین حال گفته شده مادر امام زمان قبل از ولادت امام نیز نامش «صقیل» بوده است.[۱۲]

در برخی از منابع کهن شیعه، داستانی مفصل وجود دارد که مادر امام زمان را شاهزاده‌ای رومی به نام ملیکه (ملیکا) بنت یشوع، نوه دختری قیصر روم معرفی می‌کند که نسب مادرش به شمعون، یکی از حواری عیسی(ع) می‌رسد. در این داستان آمده است ملیکه که در کاخ جدش بود، حضرت مریم(ع) و حضرت فاطمه(س) را در عالم رؤیا می‌بیند و حضرت فاطمه(س) او را به اسلام دعوت می‌کند و وی را متقاعد می‌سازد تا خود را به اسارت لشکریان اسلام درآورد. ملیکه سپس در جنگ بین مسلمانان با رومیان، اسیر مسلمانان می‌شود و امام هادی(ع) فردی را مأمور می‌کند و ملیکه را از بازارِ برده‌فروشان می‌خرد و به عقد امام حسن عسکری(ع) درمی‌آورد

مهدی(عج)، طاووس اهل بهشت است/ شبیه‌ترین مردم به رسول خدا (ص)

نویسنده ارجمند کتاب مکیال المکارم، در بخش چهارم کتاب خود، جمال و زیبایی حضرت مهدی (ع) را یکی از ویژگی‌های آن حضرت می‌شمرد و می‌نویسد:

بدان که مولای ما حضرت صاحب‌الزمان (ع)، زیباترین و خوش صورت‌ترین مردم است؛ زیرا شبیه‌ترین مردم به پیامبر اکرم (ص) است. [۱]

از بررسی روایات و مطالعه حکایت‌های نیک‌بختانی که توفیق زیارت آن امام را یافته‌اند، برمی‌آید که قامت و رخسار نازنین امام عصر (ع) در کمال زیبایی و اعتدال بوده و سیمای مبارکش، دل‌ربا و خیره‌کننده است.

همین قامت رعنا و رخسار دل‌ربا موجب شده است هزاران عاشق دل‌سوخته در آغاز هر صبح بازاری و التماس از خدای خود چنین بخواهند:

أَللّهُمَّ أَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ وَ الغُرَّةَ الحَمیدَةَ وَ اکْحُلْ ناظِری بِنَظْرَةٍ مِنّی إِلَیْهِ. [۲]

خداوندا! آن چهره زیبا و جمال دل‌آرا را به من بنمای و چشمان مرا با یک نظر به او روشنایی بخش.

آن حضرت، افزون بر همه زیبایی‌های ظاهری، جامع همه کمالات روحی و سجایای اخلاقی نیز هست. همین امر موجب شده که ایشان از نظر خلق و خو، شبیه‌ترین مردم به پیامبر باشد.

از آنجا که آشنایی بیشتر با صفات و خصال یوسف زهرا، حضرت مهدی (ع) راهی برای شناخت مدعیان دروغین به شمار می‌آید و افزون بر این می‌تواند موجب انس و ارتباط شیعیان با آن عزیز غایب از نظر باشد، با بهره‌گیری از کلمات معصومان (ع) و حکایت‌های نقل شده از تشرّف یافتگان، به بررسی این موضوع می‌پردازیم. باشد تا به مصداق «وصف العیش نصف العیش»، ما هم از آن جمال دل‌آرا بهره‌مند شویم.

سیمای ظاهری

روایات فراوانی در توصیف جمال دل‌آرای آخرین حجت خدا، حضرت مهدی (ع) وارد شده است که در مجموع آنها را به دو بخش می‌توان تقسیم کرد:

الف) روایاتی که به توصیف کلی سیرت و صورت آن حضرت، بسنده و از ایشان به عنوان شبیه‌ترین مردم به رسول خدا (ص) یاد کرده‌اند که از آن جمله به روایات زیر می‌توان اشاره کرد:

۱. از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است که پیامبر گرامی اسلام فرمود:

المَهْدِیُ مِنْ وُلْدِی، إسْمُهُ إسمی، و کُنْیَتُهُ کُنْیَتی، أشْبَهُ النّاسِ بی خَلْقا و خُلْقا.... [۳]

مهدی از فرزندان من است. اسم او، اسم من و کنیه او، کنیه من است. او از نظر خَلق و خُلق، شبیه‌ترین مردم به من است.

۲. احمد بن اسحاق بن سعد قمی می‌گوید: از امام حسن عسکری (ع) شنیدم که می‌فرمود:

ألْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَمْ یُخْرِجْنی مِنَ الدُّنْیا حَتّی أَرانِیَ الخَلَفَ مِنْ بَعْدی، أشْبَهَ النّاسِ بِرَسُولِ اللّهِ (ص) خَلْقا و خُلقا.... [۴]

سپاس از آن خدایی است که مرا از دنیا نبرد تا آنکه جانشین مرا به من نشان داد. او از نظر آفرینش و اخلاق، شبیه‌ترین مردم به رسول خدا (ص) است.

با توجه به این روایات، همه خصال و صفاتی را که در قرآن و روایات به پیامبر گرامی اسلام نسبت داده شده است، به وجود مقدس امام مهدی (ع) نیز می‌توان نسبت داد. روایاتی که به توصیف ویژگی‌های ظاهری پیامبر اکرم (ص) پرداخته‌اند، فراوانند. در اینجا به یکی از آنها اشاره می‌کنیم. در روایتی که از امام محمد باقر (ع) نقل شده، ویژگی‌های ظاهری پیامبر خاتم چنین توصیف شده است:

رخسار پیامبر خدا، سپید آمیخته به سرخی و چشمانش سیاه و درشت و ابروانش به هم پیوسته و کف دست و پایش پر گوشت و درشت بود؛ بدان سان که گویی طلا بر انگشتانش ریخته باشد. استخوان دو شانه‌اش بزرگ بود. چون به کسی روی می‌کرد، به خاطر مهربانی شدیدی که داشت، با همه بدن به جانب او توجه می‌کرد. یک رشته موی از گودی گلو تا نافش روییده بود، انگار که میانه صفحه نقره خالص، خطی کشیده شده باشد. گردن و شانه‌هایش مانند گلاب‌پاش سیمین بود. بینی کشیده‌ای داشت که هنگام آشامیدن آب نزدیک بود به آب برسد. هنگام راه رفتن محکم قدم برمی‌داشت که گویا به سرازیری فرود می‌آید. باری، نه قبل و نه پس از پیامبر خدا کسی مثل او دیده نشده است. [۵]

ب) روایاتی که خصال و سیمای امام مهدی (ع) را به تفصیل بیان کرده و ویژگی‌های آن حضرت را یک به یک برشمرده‌اند. برخی از روایاتی که در این زمینه وارد شده، به شرح زیر است:

۱. پیامبر گرامی اسلام، امام مهدی را شبیه خود معرفی کرده و در توصیف او می‌فرماید:

بِأَبِی وَ أُمِّی سَمِیِّی وَ شَبِیهِی وَ شَبِیهِ مُوسَی بْنِ عِمرَانِ، عَلَیْهِ جُیُوبُ [جَلابِیبُ] النُّورِ تَتَوَقَّدُ مِنْ شُعاعِ الْقُدْسِ. [۶]

پدر و مادرم به فدای او که هم‌نام من، شبیه من و شبیه موسی زاده عمران است. بر [بدن] او نوارهایی [جامه‌هایی] از نور است که از شعاع قدس روشنایی می‌یابد.

۲. آن حضرت در روایت دیگری در توصیف چهره فرزندش، امام مهدی (ع) می‌فرماید:

اَلْمَهدِیُّ مِنْ وُلْدِی وَجْهُهُ کَاْلقَمَرِ الدُّرِیِّ.... [۷]

مهدی از فرزندان من است. چهره او مانند ماه درخشنده است.

۳. پیامبر اعظم (ص) در روایتی، پیشانی و بینی امام مهدی (ع) را این‌گونه توصیف می‌کند:

اَلْمَهدِیُّ مِنِّی أَجلَی الجِبْهَةِ أَقْنَی الأَنْفِ.... [۸]

مهدی از من است، پیشانی گشاده و بینی کشیده دارد.

۴. در روایت دیگری که از پیامبر خاتم (ص) نقل شده، رنگ چهره و اندام امام مهدی (ع) چنین توصیف شده است:

اَلْمَهْدِیُّ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِی لَوْنُهُ لَوْنُ عَرَبِیٍّ وَ جِسْمُهُ جِسْمُ إِسرائِیلی عَلی خَدِّهِ الأَیْمَنِ خالٌ کَأَنَّهُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ.... [۹]

مهدی مردی از فرزندان من است رنگ [چهره] او رنگ عربی [۱۰] و اندام او اندام اسرائیلی [۱۱] است بر گونه راست او خالی است که همانند ستاره درخشان است.

۵. با توجه به همه ویژگی‌های یاد شده است که پیامبر اسلام در وصف امام مهدی (ع) می‌فرماید:

المَهْدِیُّ طاوُوسُ أَهْلِ الْجَنَّةِ. [۱۲]

مهدی، طاووس اهل بهشت است.

۶. امام باقر (ع) از پدرش و جدش روایت می‌کند که روزی امام علی (ع) در حالی که بالای منبر بود، فرمود:

یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدی فی آخِرِالزَّمانِ أبْیَضُ اللَّونِ، مُشْرَبٌ بِالحُمْرَةِ، مَنْدَحُ [مَبْدحُ] البَطْنِ، عَریضُ الفَخْذَینِ، عَظیمُ مَشاشِ المِنْکَبَینِ، بِظَهْرِهِ شامَتانِ؛ شامَةٌ عَلی لَونِ جِلْدِهِ و شامَةٌ عَلی شِبْهِ شامَةِ النَّبِیِّ (ص).... [۱۳]

از فرزندان من در آخرالزمان، مردی ظهور می‌کند که رنگ [صورتش] سفید متمایل به سرخی و سینه‌اش فراخ و ران‌هایش ستبر و شانه‌هایش قوی است و در پشتش دو خال است، یکی، به رنگ پوستش و دیگری، مشابه خال پیامبر اکرم درود خدا بر او و خاندانش باد.

۷. امام رضا (ع) نیز در بیان صفات و ویژگی‌های امام عصر (ع) می‌فرماید:

إنَّ القائِمَ هُوَ الذَّی إِذا خَرَجَ کانَ فی سِنِّ الشُّیُوخِ وَ مَنْظَرِ الشَّبابِ، قَوِیّا فی بَدَنِه حَتّی لَوْ مَدَّ یَدَهُ إِلی أعْظَمِ شَجَرَةٍ عَلی وَجْهِ الأَرْضِ لَقَلَعَها و لَوْصاحَ بَیْنَ الجِبالِ لَتَدَکْدَکَتْ صُخُورُها. [۱۴]

قائم کسی است که در سن پیرمردان و با چهره جوانان قیام کند و نیرومند باشد تا بدان‌جا که اگر دستش را به سوی بزرگ‌ترین درخت روی زمین دراز کند، آن را از جای برکند و اگر بین کوه‌ها فریاد برآورد، صخره‌های آن فروپاشد.

۸. حضرت رضا (ع) در روایت دیگری، در پاسخ اباصلت هروی که از ایشان پرسید: «نشانه‌های قائم شما هنگام ظهور چیست؟» می‌فرماید:

عَلامَتُهُ أَنْ یَکُونَ شَیْخَ السِّنِّ، شابَّ المَنْظَرِ، حَتّی أَنَّ النّاظِرَ إِلَیهِ لَیَحْسَبَهُ ابْنَ أرْبَعینَ سَنَةً أوْ دُونَها و إِنَّ مِن عَلاماتِه أَنْ لایَهْرَمَ بِمُرُورِ الأَیّامِ وَ اللَّیالِیَ حَتّی یَأتِیَهُ أَجَلُهُ. [۱۵]

نشانه‌اش این است که در سن پیری است، ولی منظرش جوان است، به گونه‌ای که بیننده می‌پندارد چهل ساله یا کمتر از آن است. نشانه دیگرش آن است که به گذشت شب و روز پیر نشود تا آنکه اَجَلش فرا رسد.

۹. ابراهیم بن مهزیار نیز که به شرف ملاقات امام مهدی (ع) رسیده است، در بیان خصال آن امام می‌گوید:

او جوانی نورس و نورانی و سپید پیشانی بود با ابروانی گشاده و گونه‌ها و بینی کشیده و قامتی بلند و نیکو چون شاخه سرو. گویا پیشانی‌اش ستاره‌ای درخشان بود و برگونه راستش، خالی بود که مانند مشک و عنبر بر صفحه‌ای نقره‌ای می‌درخشید. بر سرش، گیسوانی پرپشت و سیاه و افشان بود که روی گوشش را پوشانده بود. سیمایی داشت که هیچ چشمی برازنده‌تر و زیباتر و با طمأنینه‌تر و باحیاتر از آن ندیده است. [۱۶]

۱۰. علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی که بیست مرتبه به شوق دیدار امام مهدی (ع) به حج مشرف شد و سرانجام نیز به توفیق دیدار آن حضرت دست یافت، در گزارش دیدار خود چهره و قامت دلربای امام را این‌گونه توصیف می‌کند:

... وَ هُوَ کَأُقْحُوانَةِ أُرْجُوانِ قَدْ تَکاثَفَ عَلَیْهَا النَّدی وَ أَصابَهَا أَلَمُ الهَوی [۱۷] وَ إِذا هُوَ کَغُصْنِ بانٍ أَوْ قَصِیبِ رَیْحانِ، سَمْحٌ، سَخِیٌّ تَقِیٌّ نَقِیٌّ لَیْسَ بالطَّویلِ الشّامِخِ وَ لا بالقَصیرِ اللاّزقِ بَلْ مَرْبُوعُ القامَةِ، مُدَوَّرُ الهامَّةِ، واسِعُ الصَّدْرِ، صَلتُ الجَبینِ، مَقْروُنُ الحاجِبَیْنِ، عَلی خَدِّهِ الأَیمَنِ خالٌ کأَنَّهُ فُتاتُ المِسْکِ عَلی رَضْراضَةِ عَنْبَرِ. [۱۸]

[رخسار] او [در لطافت] مانند [گل‌های] بابونه [و در رنگ، مانند] ارغوان بود که بر آن شبنم نشسته و [شدت سرخی‌اش را] هوا شکسته است. او در این حال، همچون شاخه درخت «بان» [۱۹] یا ساقه ریحان [خوش‌بو] بود. نرم‌خو، بخشنده، پرهیزکار و پیراسته بود. او میانه بالا بود، نه بسیار بلند قد و نه بسیار کوتاه قد. صورتی گرد، سینه‌ای فراخ، پیشانی سفید و ابروانی به هم پیوسته داشت. بر گونه راست او خالی بود؛ چون دانه مشک که بر قطعه عنبر ساییده باشد.

گفتنی است بیشتر مشخصاتی که برای سیمای ظاهری امام مهدی (ع) ذکر شده، به طور مشترک، در روایات شیعی و سنی آمده است و از این جنبه اشتراک نظر زیادی میان فرق اسلامی وجود دارد. [۲۰]


[۱۷]. علامه مجلسی (ره) در شرح عبارت یاد شده می‌نویسد: «فیروزآبادی گوید: «أُقْحُوان» به معنای «بابونه» و «أُرجُوان» به معنای رنگ سرخ است». شاید معنای عبارت یاد شده این باشد که او در لطافت مانند [گل‌های‌] بابونه و در رنگ مانند ارغوان است؛ زیرا بابونه سفید است. بعید نیست که عبارت در اصل چنین بوده باشد: «[و هو] کأقحوانه و أرجوان [قد تکاثف] علیها [الندی] و أصابهما [ألم الهوی]»؛ [او] مانند بابونه و ارغوان بود که بر آنها [شبنم نشسته] و [نسیم هوا] آنها را حرکت داده است.» یا اینکه «ارجوان» بدل «اقحوان» بوده است و نسخه‌نویسان آنها را با هم جمع کرده‌اند.

تعبیر «قد تکاثف علیها الندی؛ بر آن شبنم نشسته بود» به عرق نشسته بر گونه‌های آن حضرت و عبارت «أصابها ألم الهوی» به شکسته شدن رنگ سرخ گونه ایشان و کم شدن شدت آن، یا به مخلوط شدن رنگ سفید یا سرخ گونه آن جناب با گندم‌گونی، اشاره دارد؛ یعنی در بیان گندم‌گون بودن چهره آن جناب نهایت ادب را به کار برده است. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲.

امام حسین (ع) و امام مهدی (عج)

1. امام حسین علیه السلام از نگاه امام مهدی (عج)

سعد بن عبدالله قمی گوید: به امام عصر - اوراحنا له الفداه - عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! تاویل آیه «کهیعص » چیست؟ فرمود: «هذه الحروف من انباء الغیب، اطلع الله علیها عبده زکریا، ثم قصها علی محمد صلی الله علیه و آله و ذلک ان زکریا سال ربه ان یعلمه اسماء الخمسة فاهبط علیه جبرئیل فعلمه ایاها...; (1)

این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله باز گفته است...» .

داستان از این قرار است که: زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه » را به وی بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.

زکریا چون نام های محمد، علی، فاطمه، و حسن ( علیهم السلام) را یاد می کرد، اندوهش بر طرف می شد و گرفتاریش از بین می رفت. و چون حسین علیه السلام را یاد می کرد، بغض و غصه، گلویش را می گرفت و می گریست و مبهوت می شد.

روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم، آرامش می یابم و اندوهم بر طرف می شود; اما وقتی حسین را یاد می کنم، اشکم جاری می شود و ناله ام بلند می شود؟

خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: «کهیعص » ! «کاف » اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین » اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است.

زکریا چون این مطلب را شنید، نالان و غمین شد و تا سه روز از عبادتگاهش بیرون نیامد، و به کسی اجازه نداد که نزد او بیاید. و گریه و ناله سر داد و چنین نوحه گفت:

بارالها! از مصیبتی که برای فرزند بهترین خلایق خود، تقدیر کرده ای دردمندم.

خدایا! آیا این مصیبت را بر آستانه او نازل می کنی؟ آیا جامه این مصیبت را بر تن علی و فاطمه می پوشانی!؟ آیا این فاجعه را بر ساحت آنان فرود می آوری؟

بعد از آن گفت: بارالها! فرزندی به من عطا کن تا در پیری چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده; آنگاه مرا دردمند او گردان; همچنان که حبیبت محمد را دردمند فرزندش گرداندی.

خداوند، یحیی را به او بخشید و او را دردمند وی ساخت. و دوره حمل یحیی شش ماه بود و مدت حمل امام حسین علیه السلام نیز شش ماه بود و برای آن نیز قضیه ای طولانی است.

2. امام مهدی (عج)، از نگاه امام حسین علیه السلام

امام باقر علیه السلام می فرماید: حارث اعور به امام حسین علیه السلام عرض کرد: «یابن رسول الله! جعلت فداک: اخبرنی عن قول الله فی کتابه «والشمس و ضحیها» قال: و یحک یا حارث، ذلک محمد رسول الله صلی الله علیه و آله، قلت: جعلت فداک: قوله: «والقمر اذا تلیها» ، قال: ذلک امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب یتلو محمدا، قال: قلت: «و النهار اذا جلیها» ، قال: ذلک القائم من آل محمد، یملا الارض قسطا و عدلا; (2) ای زاده رسول خدا! فدایت شوم. مرا از معنای آیه شریفه والشمس و ضحیها [سوگند به خورشید و گسترش نور آن] مطلع ساز. حضرت فرمود: مراد از خورشید، رسول الله صلی الله علیه و آله می باشد.

پرسید: فدایت شوم! منظور از آیه شریفه «والقمر اذا تلیها» [سوگند به ماه چون پس از آن آید. ] چیست؟

فرمود: منظور از ماه، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد.

گفت: مقصود از آیه شریفه «والنهار اذا جلیها» [و سوگند به روز و چون آن را روشن سازد ] چیست؟

فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد (عج) است که زمین را پر از قسط و عدل کند» .

3. امام مهدی (عج) و امام حسین علیه السلام

خداوند متعال می فرماید: «و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا، فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا (3) ; کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، به قتل نرسانید، مگر به حق و آن کسی که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (حق قصاص) قرار دادیم; اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است » .

سلام بن مستنیر می گوید: امام محمد باقر علیه السلام درباره آیه «و من قتل مظلوما» فرمود: «او حسین بن علی علیه السلام است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم. و قائم ما چون قیام کند، در طلب انتقام خون امام حسین علیه السلام بر آید; پس می کشد تا جایی که گفته می شود اسراف در قتل کرده است. مقتول، حسین علیه السلام و ولی او قائم (عج) است. و اسراف در قتل این است که غیر قاتل او کشته شود. او منصور است; زیرا از دنیا نمی گذرد تا این که یاری شود به مردی از خاندان پیامبر خدا که زمین را پر از قسط و عدل کند، همچنان که پس از جور و ظلم شده باشد» . (4)

قندوزی حنفی نیز می گوید: «از امام علی الرضا فرزند موسی الکاظم (رضی الله عنهما) رسیده که آن حضرت فرمود: آیه «و من قتل مظلوما» (5) درباره حسین و مهدی علیهم السلام نازل شده است » .

همراه با روایات

1. امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام

در 308 روایت، وارد شده که امام مهدی (عج) نهمین فرزند امام حسین علیه السلام است و در بیشتر احادیثی که از وجود مقدس رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره حضرت ولی عصر (عج) آمده، به آن حضرت به عناوینی چون: «از تبار پسرم حسین » و «از نسل این پسرم » ، «نهمین فرزند پسرم حسین » معرفی شده است. (6)

که مجموع روایات پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه 185 حدیث می باشد. (7)

در این جا چند روایت از قول امام حسین علیه السلام نقل می شود:

1. مردی از طایفه همدان می گوید: «سمعت الحسین بن علی بن ابی طالب علیهما السلام یقول: قائم هذه الامة هو التاسع من ولدی و هو صاحب الغیبة و هو الذی یقسم میراثه و هو حی; (8) از امام حسین بن علی علیه السلام شنیدم که می فرمود: قائم این امت نهمین از فرزندان من است و او صاحب غیبت است، و او کسی است که میراثش را در حیاتش تقسیم می کنند» .

2. امام حسین علیه السلام می فرماید: «کان رسول الله یقول فیما بشرنی به، یا حسین! انت السید ابن السید، ابوالسادة تسعة من ولدک ائمة ابرار امناء معصومون و التاسع مهدیهم قائمهم. انت الامام بن الامام، ابوالائمة تسعة من صلبک ائمة ابرار و التاسع مهدیهم یملا الدنیا قسطا و عدلا، یقوم فی آخر الزمان کما قمت فی اوله; (9) رسول خدا صلی الله علیه و آله در بشارتی به من فرمود: ای حسین! تو سید پسر و پدر ساداتی، و «نه » فرزند از تو، امامان ابرار و امین و معصوم اند، و نهمین آنان مهدی قائم (عج) است. تو امام پسر امام و پدر ائمه هستی و نه فرزند از پشت تو ائمه ابراراند و نهمین آنان، مهدی است که دنیا را در آخر الزمان، پر از عدل و قسط می کند...» ... .

2. نسب حضرت مهدی (عج) از زبان امام حسین علیه السلام

سالار شهیدان، فرزندش امام مهدی علیه السلام را فرزند حضرت فاطمه علیها السلام می خواند. آن حضرت فرمود:

از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: «المهدی من ولد فاطمة; (10) مهدی از فرزندان فاطمه است » .

در روایت دیگری امام حسین علیه السلام می فرماید: «پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه زهرا علیها السلام فرمود: «ابشری یا فاطمة! المهدی منک; ای فاطمه! بشارت بر تو باد، که مهدی (عج) از فرزندان توست » . (11)

3.القاب امام مهدی (عج) از زبان امام حسین علیه السلام

امام زمان علیه السلام القاب مبارکی دارند که بعضی از آن ها، مستقیما با «عاشورا» در ارتباط است و بعضی از لقب های مقدس آن حضرت، بر زبان جد بزرگوارشان علیه السلام جاری شده است.

عیسی الخشاب می گوید: از محضر امام حسین علیه السلام سؤال کردند: آیا شما صاحب این امر هستید؟

فرمود: «لا و لکن صاحب الامر الطرید الشرید الموتور بابیه، المکنی بعمه، یضع السیف علی عاتقه ثمانیة اشهر; (12) نه من نیستم، بلکه صاحب این امر کسی است که از میان مردم کناره گیری می کند و خون پدرش بر زمین می ماند و کنیه او کنیه عمویش خواهد بود. آن گاه شمشیر بر می دارد و هشت ماه تمام شمشیر بر زمین نمی گذارد» .

«طرید» و «شرید» که هر دو به یک معنا است - از القاب حضرت ولی عصر (عج) به شمار می آید. این دو عبارت در زبان امامان معصوم علیهم السلام نیز به کار رفته، و معنای آن کنار زده و رانده شده است. حاجی نوری (ره) در معنای «شرید» می گوید: «رانده شده از مردمی که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکر گزاری و مقام حقش بر نیامدند; بلکه پس از این که از دست یافتن بر او ناامید شدند، به قتل و قمع ذریه طاهره ایشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعی بر بیرون راندن نام و یاد او، از قلوب و اذهان مردم کردند» . (13)

علامه مجلسی (ره) درباره این حدیث می فرماید: «الموتور بابیه » ; یعنی، کسی که پدرش را کشته اند و طلب خونش را نکرده اند. مراد از «والد» ، امام حسن عسگری علیه السلام، یا امام حسین علیه السلام و یا جنس والد است که شامل همه ائمه علیهم السلام می شود، و «مکنی بعمه » شاید کنیه برخی از عموهای حضرت، ابوالقاسم باشد، یا این که امام زمان (عج) کنیه اش ابوجعفر، ابی الحسن و یا ابی محمد باشد. بعید نیست علت تصریح نکردن به اسم حضرت و آوردن کنیه، به جهت خوف از عموی حضرت باشد. و قول وسط، ظاهرتر است » . (14)

4.توصیف امام حسین علیه السلام از زبان امام مهدی علیه السلام

حضرت مهدی (عج)، امام حسین علیه السلام را این گونه توصیف فرموده است: «کنت للرسول ولدا و للقرآن سندا و للامة عضدا و فی الطاعة مجتهدا حافظا للعهد و المیثاق ناکبا عن سبل الفساق تتاوة تاوه المجهود طویل الرکوع و السجود زاهدا فی الدنیا زهد الراحل عنها ناظرا بعین المستوحشین منها; (15) تو ای حسین! برای «رسول خدا» فرزند و برای «قرآن » سند و برای «امت » ، بازویی بودی. در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پیمان، حافظ و مراقب بودی. از راه فاسقان سر بر می تافتی. آه می کشیدی; آه آدمی که به رنج و زحمت افتاده است. رکوع و سجود تو طولانی بود. زاهد و پارسای دنیا بودی; زهد و اعراض کسی که از دنیا رخت بر کشیده است و با دیده وحشت زده بدان نگاه می کردی » .

در این عبارت، بسیار جالب و جامع، جد بزرگوار خود امام حسین علیه السلام را با ده عنوان وصف کرده است:

امام حسین علیه السلام فرزند رسول خدا است;

او سند و پشتوانه قرآن است; هر آنچه در قرآن، در قالب الفاظ است، در وجود مطهر امام حسین علیه السلام رؤیت و مشاهده می شود;

توان اسلام، امامت است و امام حسین علیه السلام بازوی پرتوان امت و دین اسلام در همه اعصار است;

در راه اطاعت پروردگار، سخت کوش و تلاشگر بود. عبادت آن حضرت (نماز و دعاء خصوصا دعای عرفه) مایه اعجاب است.

آن بزرگوار، نگه دار عهد و میثاق است و با خدا و خلق او در عهد و پیمان، استوار و ثابت و باوفا است;

آن حضرت از راه و روش فاسقان روی گردان بود و از راه مسامحه و مداهنه وارد نمی شد;

آه امام حسین علیه السلام دردمندانه بود; مانند کسی که بار سنگینی از غصه دردل دارد و درد سینه اش جراحتی التیام ناپذیر است;

آن حضرت رکوع ها و سجده های طولانی داشت. که نمونه های آن در تاریخ ثبت و درج شده است;

سید الشهدا علیه السلام، نسبت به دنیا زاهد و بی علاقه بود. و زهد با عمل این خاندان معنا می گیرد;

نظر او به دنیا، نظر وحشت زدگان بود و آنجایی که نظر دیگران به دنیا نظر عاشقانه بود، نظر آن حضرت به دنیا، مانند انسان وحشت زده بود. (16)

5. قائم و عاشورا

«قائم » از القاب خاصه حضرت حجت (عج) است که در بیشتر روایات شیعه وارد شده و اطلاق آن بر هیچ یک از معصومین دیگر روا نیست.

ابو حمزه ثمالی می گوید: به امام محمد باقر علیه السلام عرض کردم: ای فرزند پیامبر! آیا شما همه قائم نیستید و حق را به پا نمی دارید؟ پس چرا تنها ولی عصر را قائم می خوانند؟ فرمود: «لما قتل جدی الحسین ضجت الملائکه بالبکاء و النحیب و قالوا الهنا اتصفح عمن قتل صفوتک و ابن صفوتک و خیرتک من خلقک؟ ... فاوحی الله الیهم قروا ملائکتی فوعزتی و جلالی لانتقمن منهم و لو بعد حین...ثم کشف لهم عن الائمة من ولد الحسین فسرت الملائکة بذلک وراوا احدهم قائما یصلی، فقال سبحانه: بهذا القائم انتقم منهم; چون جدم حسین علیه السلام کشته شد، فرشتگان صدا به گریه و ناله بلند نموده و عرض کردند: پروردگارا! آیا قاتلان بهترین بندگانت، و زاده اشرف برگزیدگانت را به حال خود وا می گذاری؟ خداوند به آنها وحی فرستاد: ای فرشتگان من! آرام گیرید. به عزت و جلالم سوگند، از آنان انتقام خواهم گرفت; هر چند بعد از گذشت زمان ها باشد. آن گاه پروردگار عالم پرده از جلو دیدگان آنان کنار زد و امامان از فرزندان امام حسین علیه السلام را یکی پس از دیگری به آنها نشان داد. فرشتگان از این منظره، مسرور و شادمان گردیدند و دیدند که یکی از آن بزرگواران، ایستاده مشغول نماز است. خداوند فرمود: با این قائم (شخص ایستاده) از آنان (قاتلان حسین علیه السلام) انتقام خواهم گرفت » . (17)

محمد بن حمران می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: چون جریان شهادت امام حسین علیه السلام واقع شد، فرشتگان به درگاه الهی نالیدند و خروش بر آورده، به خداوند عرض کردند: بار خدایا! آیا با حسین که انتخاب شده تو و فرزند پیامبر تو اینچنین رفتار شود؟ خداوند شبح و سایه قائم را در برابر آنان در حالت ایستاده مجسم کرد و فرمود: با این (قائم) از ستم کنندگان به حسین انتقام خواهم گرفت. (18)

6. غیبت حضرت مهدی علیه السلام، از نگاه امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام درباره غیبت امام زمان علیه السلام می فرماید: «لصاحب هذا الامر غیبتان، احدهما تطول حتی یقول بعضهم: مات و بعضهم قتل و بعضهم ذهب و لا یطلع علی موضعه احد من ولی و لا غیره الاالمولی الذی یلی امره; (19) برای صاحب این امر دو غیبت است که یکی از آنها آن قدر به طول می انجامد که گروهی می گویند: [مهدی ] مرده و برخی گویند: کشته شده و بعضی گویند: رفته است. احدی از دوستان و غیره، از اقامتگاه او آگاه نمی شود، جز خدمت گذاری که متصدی امور اوست » .

هم چنین می فرماید: «... له غیبة یرتد فیها اقوام و یثبت علی الدین فیها آخرون، فیؤذون و یقال لهم: متی هذا الوعدان کنتم صادقین. اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله صلی الله علیه و آله; (20) برای او غیبتی است که گروه هایی در آن از دین بر می گردند و گروه هایی دیگر بر آیین خود استوار می مانند و در این راه آزارها می بینند. به آنان گفته می شود: این وعده کی واقع خواهد شد اگر راستگو هستید؟ آنان که بر این آزارها و تکذیب ها صبر کنند، همانند کسی اند که شمشیر به دست گرفته و در پیشاپیش رسول اکرم صلی الله علیه و آله جهاد می کند.

7. بشارت ظهور از زبان امام حسین علیه السلام

بشارت به ظهور امام عصر (عج) حقیقتی شعف انگیز است که از سوی امامان معصوم علیهم السلام نوید آن داده شده است. سالار شهیدان در این زمینه می فرماید: «منا اثنی عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و آخرهم التاسع من ولدی و هو الامام القائم بالحق یحیی الله به الارض بعد موتها و یظهر به دین الحق علی الدین کله و لو کره المشرکون...; دوازده مهدی از ما هست که نخستین آنان علی بن ابی طالب و آخرین آنان نهمین فرزند من است که او امام قائم به حق است، خداوند زمین مرده را به وسیله او زنده می کند و دین حق را بر تمام ادیان پیروز می گرداند.. .» . (21)

عبدالله بن عمر می گوید: «سمعت الحسین بن علی علیه السلام یقول: لو لم یبق من الدنیا الایوم واحد لطول الله عزوجل ذلک الیوم حتی یخرج رجل من ولدی فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول الله یقول; (22) از حسین بن علی علیه السلام شنیدم که می فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدری طولانی فرماید تا آنکه مردی از فرزندان من خروج نماید و زمین را پر از عدل و داد نماید، همچنانکه پر از ظلم و جور شده باشد، من از رسول خدا صلی الله علیه و آله این چنین شنیدم » .

8. علایم ظهور از زبان امام حسین علیه السلام

ریحانه رسول خدا، حسین بن علی علیه السلام درباره علایم ظهور فرزندش امام عصر (عج) می فرماید: «للمهدی خمس علامات: السفیانی، و الیمانی، و الصیحة من السماء، و الخسف بالبیداء و قتل النفس الزکیة; (23) برای مهدی ما پنج علامت است: خروج سفیانی، خروج یمانی، بانگ آسمانی، خسف سرزمین بیداء (فرو رفتن لشگر سفیانی در سرزمین بیدا)، قتل نفس زکیه » . (24)

در روایتی دیگر، خراب شدن دیوار مسجد کوفه از سمت خانه عبدالله بن مسعود (25) و دیدن علامتی در آسمان (مانند آتش (26) ) را از نشانه های ظهور، بیان فرموده است.

9. دلدادگی حضرت مهدی (عج) به امام حسین علیه السلام

خدمت در محضر امام حسین علیه السلام و توفیق یاری حضرت و شمشیر زدن در رکاب او، بزرگترین توفیقات الهی بود که نصیب عده ای از خواص عصر امام حسین علیه السلام شد. همچنان که فراهم نمودن شرایط و مقدمات ظهور حضرت ولی عصر (عج) و توفیق جنگیدن در رکاب آن بزرگوار، از دیگر موهبت های الهی است که نصیب عده ای از خواص می شود. در عظمت و شرافت خدمت گذاری، نصرت به آن آستان بلند، همین بس که امام زمان (عج) نیز عاشق جد بزگوار خود و مشتاق خدمت به او است. آن حضرت در زیارت ناحیه مقدسه (27) می فرماید:

«و لئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرک المقدور لاندبنک صباحا و مساء و لابکین لک [علیک] بدل الدموع دما; اگر روزگار مرا به تاخیر انداخت و مقدرات از یاری و نصرت تو در روز عاشورا باز داشت، هر آینه من صبح و شام بر تو ندبه می کنم و به جای قطرات اشک، بر تو خون می گریم » .

آری یاری امام مهدی (عج)، عبادتی بزرگ است، چرا که در حقیقت خدمت به تمام پیامبران و اوصیا و امامان معصوم علیهم السلام می باشد; زیرا او آخرین حجت الهی است و اراده خداوند بر آن تعلق یافته که زحمات طاقت فرسای همه پیامبران را، به دست با کفایت آخرین حجت خود به ثمر رساند. اگر نهضت جهانی آن ولی الله اعظم (عج)، از برنامه جهانی خلقت حذف شود، برنامه همه پیامبران عقیم گشته و هدف نهایی فرستادن رسولان و تشریع ادیان ضایع و تباه می شود. (28)

خدمت به امام عصر علیه السلام، مطلوب امام صادق علیه السلام نیز بوده است. «خلاد ابن قصار می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: آیا قائم متولد شده است؟ فرمود:

«لا ولو ادرکته لخدمته ایام حیاتی; نه متولد نشده ولی اگر من او را درک می کردم، همه عمر را با خدمت گزاری او سپری می کردم » . (29)

هنگامی که امام معصوم علیه السلام در حق حضرت بقیة الله (عج) چنین تعبیری به کار می برد; مقام رفیع یاران آن حضرت و ارزش خدمت به آیین «انتظار» روشن می شود.

10. عاشورا روز ظهور

درباره روز قیام و ظهور حضرت، روایات مختلفی وارد شده است. که در آنها، روز نوروز، عاشورا، شنبه و یا جمعه، روز ظهور معرفی شده است.

البته از آن جایی که نوروز، طبق سال شمسی و عاشورا، بر اساس سال قمری محاسبه می شود، یکی شدن این دو روز امکان پذیر است و هم زمانی این دو روز با جمعه یا شنبه نیز ممکن است.

اما روایاتی که روز ظهور را، دو روز از هفته بیان کرده، قابل توجیه است; یعنی، در صورت صحیح بودن سند این روایات، احادیث روز جمعه به روز «ظهور» و روایات روز شنبه به روز «استقرار و تثبیت قیام حضرت و نابودی مخالفان » تفسیر می شود. البته روایات روز شنبه، از نظر سند مورد تامل و بررسی است; ولی روایات روز جمعه از این نظر ایرادی ندارد. (30)

اما آنچه مهم است، این که قیام حضرت ولی عصر (عج)، مصادف با روز شهادت سیدالشهداء علیه السلام است و این مطلب ما را به ارتباط ویژه صاحبان این دو قیام رهنمون می سازد.

امام محمد باقر علیه السلام فرموده است: «کانی بالقائم یوم عاشورا یوم السبت قائما بین الرکن و المقام و بین یدیه جبرئیل ینادی: البیعة لله فیملاها عدلاکما ملئت ظلما و جورا; (31) گویا حضرت قائم (عج) را می بینم که روز عاشورا، روز شنبه بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خدا است. پس زمین را پر از عدل می کند; همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود» .

امام جعفر صادق علیه السلام نیز می فرماید: «ان القائم صلوات الله علیه ینادی باسمه لیلة ثلاث و عشرین و یقوم یوم عاشورا یوم قتل فیه الحسین بن علی علیه السلام; (32) قائم - درود خدا بر او باد در شب بیست و سوم ماه رمضان، به نام [شریفش] ندا می شود، و درروز عاشورا، روزی که حسین بن علی علیه السلام، در آن کشته شد، قیام خواهد کرد» .

11. یاد امام حسین علیه السلام نخستین کلام حضرت مهدی علیه الس

در روایاتی چند، به مطالب و سخنان نخستین امام زمان علیه السلام اشاره شده است; از جمله آنها روایتی است که محدث بزرگوار شیخ علی یزدی حائری (ره) نقل کرده است. او می گوید: «زمانی که قائم آل محمد ظهور کند، ما بین رکن و مقام می ایستد و پنج ندا می دهد:

1. «الا یا اهل العالم انا الامام القائم ; آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم » ;

2. «الا یا اهل العالم انا الصمصام المنتقم; آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده » ;

3. «الا یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا; بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را تشنه کام کشتند» ;

4. «الا یا اهل العالم ان جدی الحسین طرحوه عریانا; بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را عریان روی خاک افکندند» ;

5. «الا یا اهل العالم ان جدی الحسین سحقوه عدوانا; آگاه باشید ای جهانیان که جد من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند» .

امام زمان (عج) ابتدا خود را چنین به جهانیان معرفی می کند: که قائم و شمشیر انتقام منم; قیام نمودم تا انتقام خون جدم حسین علیه السلام - که او را تشنه لب شهید کرده، بدن مطهرش را عریان روی خاک افکندند و پایمال کردند - بگیرم.

آری اولین کلام حضرت مهدی (عج)، یاد امام حسین علیه السلام است که همواره یاد او، در دل هر انسان آزاد مرد و طالب حقی زنده است و این مصیبت عظمی، جز با ظهور فرزندش تسلی نمی یابد.

12. حضرت مهدی (عج) تکمیل کننده سفر امام حسین علیه السلام

یکی از رابطه های دقیق بین این دو امام همام علیه السلام و قیامشان، مرکز حکومت آن دو است. امام حسین علیه السلام از مکه به جانب کوفه، رهسپار بود و شاید با رسیدن به کوفه، مانند پدر بزرگوار خود آن جا را مقر حکومت خویش قرار می داد; ولی سپاهیان یزید، راه را بر آن حضرت بستند و او در دوم محرم، در کربلا منزل نمود.

زمانی که خورشید تابناک مکه، ظهور کند، کوفه را به عنوان مقر حکومت خود بر خواهد گزید. امام محمد باقر علیه السلام می فرماید: «مهدی قیام می کند و به سوی کوفه می رود و منزلش را آن جا قرار می دهد» . (33)

هم چنین می فرماید: «هنگامی که قائم ما قیام کند وبه کوفه برود، هیچ مؤمنی نخواهد بود، مگر آن که در آن شهر، در کنار مهدی سکونت می گزیند، یا به آن شهر می رود» . (34)

ابوبکر حضرمی می گوید: به امام محمد باقر یا امام صادق علیهم السلام گفتم: کدام سرزمین پس از حرم خدا و حرم پیامبرش با فضیلت تر است؟ فرمود: «ای ابابکر! سرزمین کوفه که جایگاه پاکی است و در آن مسجد سهله قرار دارد و مسجدی که همه پیامبران در آن نماز خوانده اند. آن جا عدالت الهی پدیدار می گردد و قائم به عدل و قیام کنندگان پس از او از همان جا خواهند بود. آن جا، جایگاه پیامبران و جانشینان صالح آنان است » . (35)

امام صادق علیه السلام از مسجد سهله یاد کرد و فرمود: «آن خانه صاحب ما (مهدی موعود) است; زمانی که با خاندانش در آن جا سکونت گزیند» . (36)

از مجموع این روایات فهمیده می شود که شهر کوفه، پایگاه اصلی فعالیت ها و مرکز فرمانروایی امام زمان (عج) خواهد بود، پایگاهی که زمانی مقر حکومت امیرمؤمنان علیه السلام بود و امام حسین علیه السلام به آن سو می رفت.

13. خون خواهی حضرت مهدی (عج) از قاتلان امام حسین علیه السلام

سالار شهیدان به فرزندش امام سجاد علیه السلام فرمود: «سوگند به خدا که خون من از جوشش باز نمی ایستد تا این که خداوند، مهدی را برانگیزد. او به انتقام خون من، از منافقان فاسق و کافر، هفتاد هزار نفر را می کشد» . (37)

هروی می گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! نظرتان درباره این سخن امام صادق علیه السلام که می فرماید: «هرگاه قائم ما قیام کند، بازماندگان قاتلان امام حسین علیه السلام به کیفر کردار پدرانشان کشته می شوند» چیست؟ حضرت رضا علیه السلام فرمود: «این سخن صحیح است » .

گفتم: پس این آیه قرآن «و لاتزر وازرة وزر اخری » چه معنایی دارد؟ فرمود «آنچه خداوند می فرماید صحیح است; ولی بازماندگان قاتلان امام حسین علیه السلام، به کردار پدرانشان خوشحال اند و به آن افتخار می کنند و هر کس از چیزی خشنود باشد، مانند آن است که آن کار را انجام داده است. اگر مردی در مشرق کشته شود و مرد دیگری در مغرب به کشته شدن او خشنود باشد، نزد خداوند شریک گناه قاتل است. و این که قائم، فرزندان قاتلان امام حسین را هنگام ظهورش نابود می سازد، برای این است که آنان از کردار پدرانشان خشنودند» . (38)

14. یاری امام حسین علیه السلام، یاری امام مهدی (عج)

یکی دیگر از جلوه های روشن ارتباط بین این دو اختر تابناک آسمان ولایت و امامت یاری نمودن امام حسین علیه السلام است که در حقیقت این یاری، نصرت امام عصر (عج) می باشد. امام حسین علیه السلام در این زمینه در شب عاشورا به اصحاب خود فرمود:

«... و قد قال جدی رسول الله صلی الله علیه و آله: ولدی حسین یقتل بطف کربلا، غریبا وحیدا عطشانا فریدا. فمن نصره فقد نصرنی و نصر ولده الحجة [ علیه السلام] ...;

همانا جدم رسول خدا [ صلی الله علیه و آله] فرمودند: فرزند من حسین [ علیه السلام] در زمین کربلا، غریب و تنها، عطشان و بی کس، کشته می شود، کسی که او را یاری کند مرا یاری نموده و فرزندش مهدی [ علیه السلام] را یاری نموده است...» . (39)

15. فرشتگان یاور امام حسین علیه السلام، یاوران مهدی (عج)

یکی از ویژگی های قیام یوسف زهراء، برخورداری از نصرت الهی به وسیله فرشتگان است. شیخ صدوق (ره) در روایت ریان بن شبیب، از حضرت امام رضا علیه السلام نقل می کند:

«و لقد نزل الی الارض من الملائکة اربعة آلاف لنصره فوجدوه قد قتل فهم عند قبره شعث غبر الی ان یقوم القائم فیکونون من انصاره و شعارهم یا لثارات الحسین; (40)

به تحقیق چهار هزار فرشته برای نصرت و یاری حسین [ علیه السلام] به زمین فرود آمدند. آنان هنگامی که نازل شدند، دیدند حسین [ علیه السلام] کشته شده است، از این رو، ژولیده و غبارآلود در نزد قبر آن حضرت، اقامت کردند و همچنان هستند تا این که قائم، قیام کند و آنان از یاوران و سپاه آن حضرت خواهند بود و شعارشان یا لثارات الحسین است » .

به راستی، چه ارتباطی میان این دو کوکب درخشان آسمان ولایت - که ملک و ملکوت، عرش و فرش همه از یگانگی آن دو سخن می گویند - وجود دارد. هر کجا حسین علیه السلام است، مهدی (عج) نیز هست و هر کجا مهدی (عج) است، حسین علیه السلام نیز می باشد. ذکر و نام آن یکی، با یاد و نام دیگری قرین و عجین است. از امام زمان (عج) ; سید الشهدا علیه السلام را می طلبند و از سید الشهداء امام زمان را.

16. حضرت مهدی (عج) ویرانگر مساجد چهار گانه

امام عصر (عج) از بین برنده و محو کننده تمام آثار شرک و نفاق است; از این رو عاشقان هر صبح آدینه، زمزمه «این هادم ابنیة الشرک و النفاق » را سر می دهند و منتظرند تا حضرت ظهور کند و کاخ ظلم و ستم، استبداد و بناهای نفاق را نابود سازد. به همین جهت او مساجدی را که به شکرانه کشتن امام حسین علیه السلام بنا شده است، ویران خواهد کرد.

امام محمد باقر علیه السلام درباره این مساجد می فرماید: «در کوفه به دلیل شادی از کشتن، حسین علیه السلام، چهار مسجد ساخته شد: مسجد اشعث، جریر، سماک و شبث بن ربعی » (41) ابو بصیر می گوید: امام محمد باقر علیه السلام فرمود: «هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه ویران می سازد...» . (42)

این مساجد اگر چه هم اکنون موجود نیست; ولی ممکن است بعدها گروهی از روی دشمنی با اهل بیت علیه السلام، آنها را دوباره بسازند. (43)

همراه ادعیه و زیارات

با بررسی «ادعیه و زیارات » مربوط به سید الشهدا علیه السلام و امام عصر (عج) به ارتباط وثیق و تنگاتنگ میان این دو نور پاک پی می بریم; چرا که هر دو در ماه شعبان به دنیا آمده اند و در روز تولد حسین علیه السلام باید به یاد مهدی (عج)، بود و در روز تولد مهدی (عج)، باید حسین علیه السلام را یاد کرد. در دعای هر یک، باید جملاتی را زیر لب زمزمه نمود که یاد دیگری را در دل زنده می کند. در این قسمت، نمونه هایی چند از این حقیقت اشاره می شود:

1. یاد حضرت مهدی (عج)، در میلاد امام حسین علیه السلام

شیعیان و شیفتگان مذهب جعفری، در روز میلاد سالار شهیدان (سوم شعبان)، یاد فرزندان آن حضرت را نیز در دل ها تازه تر می کنند. در توقیع مبارک حضرت امام حسن عسکری علیه السلام برای قاسم بن علاء همدانی آمده است: در روز تولد امام حسین علیه السلام این دعا را بخوان: «اللهم انی اسئلک بحق المولود فی هذا الیوم الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته بکته السماء و من فیها و الارض و من علیها... المعوض من قتله ان الائمة من نسله و الشفاء فی تربته و الفوز معه فی اوبته و الاوصیاء من عترته بعد قائمهم و غیبته; (44) خداوندا! من تو را به مقام مولود این روز می خوانم. او پیش از آن که به دنیا چشم بگشاید و قبل از آن که تولد یابد، وعده و خبر شهادتش داده شد. آسمان و هر کس در آن بود و زمین و هر کس بر روی آن بود، بر او گریه کرد... . او که در عوض شهادت او، ائمه از نسل او شدند و شفا در تربت او قرار داده شد، فوز و رستگاری با او، در روز رجوع و بازگشت او و بازگشت اوصیاء از خاندان او، بعد از قائم آنان و سپری شدن غیبت او می باشد» .

و در لوحی که به نام مقدس فاطمه علیها السلام معروف است (45) ، ارتباط محکم و راستینی بین امام حسین علیه السلام و حضرت حجت (عج) وجود دارد. این لوح به مناسبت تولد امام حسین علیه السلام توسط جبرئیل امین به رسم چشم روشنی از طرف خداوند متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هدیه شد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله آن را مطالعه می کنند و می فرمایند: «سزاوار نیست که این چشم روشنی به شخصی غیر از فاطمه زهرا علیها السلام سپرده شود.

نکته مهم آن، زمان فرستادن (تولد امام حسین) و محتویات و مطالب آن (یاد مهدی علیه السلام) است.

وقتی به نام مقدس امام حسین علیه السلام می رسد، می فرماید: «... جعلت کلمتی التامة معه و حجتی البالغة عنده...; کلمه تامه و حجت بالغه خود (امام زمان) را با حسین و نزد او قرار دادم » . (46)

2. یاد حسین علیه السلام، در میلاد امام زمان (عج)

یکی از شب های با عظمت سال، شب تولد یوسف زهرا علیها السلام است که در روایت، افضل شب های سال بعد از شب قدر شمرده شده، و در آن احیاء و شب زنده داری توصیه شده است.

عاشقان حضرت در آن شب، یاد حضرت اباعبدالله علیه السلام را در دل های خود احیاء می کنند و با زیارت عاشورا جان خود را صفا می بخشند، چرا که شب امام عصر (عج) ، شب زیارتی مخصوص سالار شهیدان فرزند فاطمه زهرا علیها السلام است.

محدث بزرگوار، شیخ عباس قمی (ره) در «مفاتیح الجنان » می نویسد: با فضیلت ترین اعمال شب نیمه شعبان - که باعث آمرزش گناهان است - زیارت امام حسین علیه السلام می باشد. هر که می خواهد، روح 124 هزار پیامبر با او مصافحه کند، امام حسین علیه السلام را زیارت کند. اقل زیارت آن حضرت آن است که به بالای بامی رود و به سمت راست و چپ نگاه کند، سپس سر به جانب آسمان بلند کند و حضرت را با این کلمات زیارت کند: «السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک و رحمة الله و برکاته » (47)

در قسمت «زیارات » نیز می نویسد: احادیث بسیاری در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام در نیمه شعبان وارد شده است. و بس است در این باب آنچه که به چندین سند معتبر از حضرت امام زین العابدین علیه السلام و امام جعفر صادق علیه السلام وارد شده که: هر که بخواهد با او 124 هزار پیامبر، مصافحه کنند، زیارت کند قبر ابی عبدالله الحسین علیه السلام را در نیمه شعبان. به درستی که ملائکه و ارواح پیامبران، رخصت می طلبند و به زیارت آن حضرت می آیند. پس خوشا به حال آن که مصافحه کند با ایشان، و ایشان مصافحه کنند با او. پنج پیامبر اولوالعزم (نوح، ابراهیم، موسی، عیسی علیهم السلام و محمد صلی الله علیه و آله) نیز با ایشان اند.

3. شب قدر و یاد امام حسین علیه السلام

شب قدر، شب امام زمان علیه السلام است. وملائکه و روح بر آن حضرت نازل شده، تقدیر امور رادر اختیار او می گذارند. پیشوایان معصوم علیهم السلام در تفسیر سوره قدر فرموده اند: فرشتگان در این شب، مقدرات یک سال را نزد ولی مطلق زمان آورده، بر او عرضه و تسلیم می کنند. (48)

در چنین شبی - که به حجت بن الحسن العسکری علیه السلام تعلق دارد - یاد جدبزرگوارش در دل ها زنده می شود; چرا که یکی از اعمال مستحبی شب قدر، زیارت امام حسین علیه السلام است. شیخ عباس قمی (ره) می نویسد: «بدان که احادیث در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام در ماه مبارک رمضان - خصوصا شب اول و نیمه و آخر آن و به خصوص شب قدر - بسیار است. از حضرت امام محمد تقی علیه السلام منقول است که هر که زیارت کند، امام حسین علیه السلام را در شب بیست و سوم ماه رمضان - و آن شبی است که امید است شب قدر باشد و در آن شب هر امر محکمی جدا و مقدر می شود - مصافحه کند با او روح 124 هزار ملک و پیغمبر که همه رخصت می طلبند از خداوند در زیارت آن حضرت در این شب.

از حضرت صادق علیه السلام مروی است: چون شب قدر می شود، منادی از آسمان هفتم از بطن عرش ندا می کند که حق تعالی هر کسی را که به زیارت قبر حسین علیه السلام آمده، آمرزید.

و در روایت دیگر است که هر که شب قدر نزد قبر آن حضرت باشد و دو رکعت نماز بگزارد، نزد آن حضرت یا آنچه که میسر شود و از حق تعالی بهشت و پناه از آتش را بخواهد; خداوند به او بهشت و پناه از آتش را عطا فرماید. و ابن قولویه از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که هر که زیارت کند قبر امام حسین علیه السلام را در ماه رمضان و در راه زیارت بمیرد، حسابی نخواهد داشت و به او بگویند که بدون خوف و بیم داخل بهشت شو» . (49)

4. دعای ندبه و یاد امام حسین علیه السلام

یکی از دعاهای بسیار مهم و با ارزش در میان شیعه، دعای «ندبه » است که عاشقان حضرت ولی عصر (عج) هر صبح جمعه دور هم گرد آمده و با خواندن آن، با حضرتش تجدید عهد و پیمان می کنند این دعا سندی صحیح دارد و بخش عمده و چشمگیر آن، التجاء به مهدی موعود و تاسف از غیبت و دردمندی از فراق آن بزرگوار است و بخش هایی از این دعاء، مربوط به جد بزرگوار امام زمان (عج) سالار شهیدان است; مانند: «این الحسن؟ این الحسین؟ این ابناء الحسین; حسن علیه السلام کجا است؟ حسین علیه السلام چه شد؟ فرزندان حسین کجایند و چه شدند؟» .

قسمت دیگری از این دعای شریف «این الطالب بدم المقتول بکربلا؟ ; کجاست آن طالب خون شهید کربلا؟» که از حساسیت فوق العاده ای برخوردار است.

ندبه کنندگان مهدی (عج)، منتظران منتقم آل محمدند تا تقاص خون به ناحق ریخته فرزند فاطمه علیها السلام را بگیرد و موجب شادی و بهجت قلب نازنین رسول خدا صلی الله علیه و آله شود.

آری صبح جمعه و دعای سوزان ندبه، در فراق امام زمان و یاد سید الشهدا علیه السلام است. و چه بسا همین یاد امام حسین علیه السلام در صدق و صفای این دعا، اثری ژرف به جای نهد.

5. زیارت عاشورا و یاد مهدی (عج)

«زیارت عاشورا» ، که از سوی امام محمد باقر علیه السلام، به شیعیان و شیفتگان تعلیم داده شده است مضامین والایی دارد.

در یکی از قسمت های زیارت چنین آمده است: «ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله; همانا از خداوند می خواهم خون خواهی تو را در کنار امام یاری شده از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله روزیم گرداند» .

زائر در این فقره، مشارکت در خون خواهی امام حسین علیه السلام به وسیله امام زمان علیه السلام را طلب می کند، چرا که مقصود از امام منصور، دوازدهمین پیشوای شیعیان حضرت ولی عصر (عج) می باشد و علت این که او را منصور نامیده اند، این است که ایشان در طلب خون جدشان یاری می شوند.

امام محمد باقر علیه السلام در شرح آیه شریفه «و من قتل مظلوما» فرمودند: «سمی المهدی المنصور کما سمی احمد محمدا و کما سمی عیسی المسیح; مهدی [عج]، منصور نامیده شد، همان طوری که احمد، به محمد [ص] و عیسی به مسیح [ع] نامیده شد» . (50)

محمد بن مسلم می گوید: شنیدم اباجعفر فرمود: «قائم ما منصور به رعب و مؤید به نصر است..» . (51)

6. روز عاشورا و یاد حضرت مهدی (عج)

جلوه ای دیگر از ارتباط دو فرزند زهرا علیها السلام، روز عاشورا است، که دل عزاداران باید به عشق ولی عصر بتپد و ذکر قیام اباعبدالله، با یاد امام زمان (عج)، توام باشد.

صالح بن عقبه از پدرش نقل می کند: امام محمد باقر علیه السلام فرمود: «هر کس حسین بن علی علیهم السلام را در روز دهم محرم زیارت کند تا آن که نزد قبر آن حضرت گریان شود، خداوند - تبارک و تعالی - ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد به او عطا کند که ثواب آن ها، مثل ثواب کسی است که درخدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیه السلام حج و عمره و جهاد کرده باشد.

راوی می گوید: عرض کردم: فدایت شوم، کسی که در شهرهای دور باشد و ممکن نباشد که در مثل این روز به سوی قبر آن حضرت رود، آیا برای او ثوابی است؟

امام علیه السلام فرمود: هرگاه چنین باشد به سوی صحرا یا بربلندی بام خانه خود رود و به سوی حضرت اشاره کند و سلام دهد و در نفرین بر قاتلان وی جدیت نماید و بعد از آن دو رکعت نماز بخواند. این کار را در اوایل روز انجام دهد و خود بر امام حسین علیه السلام بگرید و کسانی را که در خانه اش هستند، نیز به گریه بر آن حضرت وا دارد. و یکدیگر را به این که در شهادت امام حسین علیه السلام مصیبت زده شده اند، تعزیت گویند. و هرگاه چنین کنند، همه آن ثواب ها را برای آنان ضامنم.

گفتم: یکدیگر را چگونه تعزیت بگویند ؟

حضرت فرمودند بگویند: «اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد علیهم السلام; خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین علیه السلام بزرگ گرداند و ما و شما را از کسانی قرار دهد که به همراه ولی امام حسین، امام مهدی [عج] از آل محمد علیهم السلام طلب خون آن حضرت کرده و به خون خواهی او برخیزیم » . (52)

7. شعار سپاه حضرت مهدی (عج)

در شعارهای لشکر آن حضرت - که برگرفته از شعور عمیق آنان است - به روشنی می توان یاد و خاطره امام حسین علیه السلام را مشاهده کرد.

در یکی از «زیارات جامعه » در قسمت سلام به حضرت مهدی (عج) آمده است: «السلام علی الامام الغائب عن الابصار و الحاضر فی الامصار و الغائب عن العیون و الحاضر فی الافکار، بقیة الاخیار، وارث ذی الفقار، الذی یظهر فی بیت الله الحرام ذی الاستار و ینادی بشعار یا لثارات الحسین، انا الطالب بالاوتار، انا قاصم کل جبار; (53) سلام و درود بر امامی که از دیده ها پنهان است و در شهرها حاضر; آن که از دیده ها، نهان است و در دلها حاضر; باقی مانده اخیار و خوبان; و وارث شمشیر ذوالفقار; آن بزرگواری که در بیت الله الحرام - که دارای پرده ها است - ظاهر می شود و به شعار «یا لثارات الحسین » ندا می کند و می فرماید: منم مطالبه کننده خون های به ناحق ریخته; منم شکننده هر ستمگر جفا پیشه » .

و یاران حضرت مهدی (عج) نیز به پیروی از امامشان، شعار یا لثارات الحسین سر می دهند. محدث بزرگ مرحوم حاجی نوری (ره) از کتاب غیبت فضل بن شاذان نقل کرده: «ان شعار اصحاب المهدی (عج) یا لثارات الحسین علیه السلام; به درستی که شعار یاوران مهدی (عج) یا لثارات الحسین است » . (54) امام صادق علیه السلام هم می فرماید: «شعار یاران حضرت مهدی یا لثارات الحسین (ای خونخواهان حسین علیه السلام) است » . (55)

چهار: همراه با تشرفات

1. حضرت مهدی (عج) و گریه بر امام حسین علیه السلام

سید بحر العلوم (ره) روزی به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بین راه درباره این مساله که «گریه بر امام حسین علیه السلام گناهان را می آمرزد» فکر می کرد. همان وقت متوجه شد که شخص عربی، سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد. بعد در لحظه ای پرسید: جناب سید! درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ و در چه اندیشه ای؟ اگر مساله علمی است مطرح کنید، شاید من پاسخش را بدانم. سید بحر العلوم فرمود: در این باره فکر می کنم که چطور می شود، خدای تعالی این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام می دهد; مثلا در هر قدمی که در راه زیارت بر می دارد، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته می شود و برای یک قطره اشکی تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود؟

آن سوار عرب فرمود:

تعجب نکن! من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود.

سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت. در شکارگاه از همراهیانش دور افتاد و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد. خیمه ای را دید و وارد آن جا شد. در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید. آنان در گوشه خیمه بز شیرده ای داشتند، و از راه مصرف شیر این بز، زندگی خود را می گذراندند. وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند; ولی برای پذیرایی از مهمان، آن بز را سر بریده و کباب کردند; زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد، از ایشان جدا شد و خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد.

در نهایت از ایشان سؤال کرد: اگر بخواهم پاداش مهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملی باید انجام بدهم؟ یکی از حاضران گفت: به او صد گوسفند بدهید. و دیگری که از وزیران بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید. یکی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید.

سلطان گفت: هر چه بدهم کم است; زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم، آن وقت مقابله به مثل کرده ام; چون آنان هر چه را که داشتند به من دادند. من هم باید هر چه را که دارم، به ایشان بدهم تا مقابله به مثل شود.

بعد سوار عرب پرسید فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سیدالشهدا علیه السلام، هر چه از مال و منال، اهل و عیال، پسر و برادر، دختر و خواهر و سر و پیکر داشت، همه را در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائران و گریه کنندگان، آن همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب کرد; چون خدا - که خدائیش را نمی تواند به سیدالشهدا علیه السلام بدهد - پس هر کاری که می تواند، انجام می دهد; یعنی، با صرف نظر از مقامات عالی خودش، به زائران و گریه کنندگان آن حضرت، درجاتی عنایت می کند. در عین حال اینها را جزای کامل برای فداکاری آن حضرت نمی داند.

چون شخص عرب این مطالب رافرمود، از نظر سید بحر العلوم غایب شد. (56)

2. حضرت مهدی (عج) و عزاداری امام حسین علیه السلام

یکی از ویژگی های بارز و از خصایص برجسته علامه بحر العلوم (ره)، ارادت وصف ناپذیر و شور و عشق خالصانه او به سالار شهیدان و ارج نهادن به سوگواری برای آن حضرت و بزرگداشت روزهای جاودانه تاسوعا و عاشورا بود. در این رابطه، علامه بحر العلوم، حضرت ولی عصر (عج) را نیز در صف عزاداران می بیند که قضیه از این قرار است:

روز عاشورایی بود و موج سوگواران از هر سو، به سوی کربلا در حرکت بود. علامه بحرالعلوم (ره) نیز به همراه گروهی از طلاب، به استقبال عزاداران و سینه زنان حرکت کردند. در فاصله نه چندان دوری از کربلا، محلی به نام «طویرج » هست که دسته سینه زنی آنان و سبک سوگواریشان مشهور بود.

هنگامی که علامه و همراهانش به آنان رسیدند، ناگهان علامه با آن کهولت سن و موقعیت اجتماعی و علمی، لباس خویش را به کناری نهاده، و سینه خویش را گشود و در صف سینه زنان، با شوری وصف ناپذیر به سینه زدن پرداخت.

علما و طلاب که همراه او جهت استقبال سوگواران و دسته های عزاداری آمده بودند، هر چه تلاش کردند تا مانع کار او شوند و از شور و احساسات گرم و عارفانه او بکاهند، نه تنها موفق نشدند; بلکه گروهی از آنان، چنان تحت تاثیر او قرار گرفتند که به او پیوستند و گروهی دیگر نیز برای حفظ او - که مبادا بر اثر موج جمعیت زیر دست و پا بیفتد و دچار ناراحتی و صدمه شود - به مراقبت از او پرداختند.

سرانجام مراسم پرشور سوگواری و سینه زنی پایان یافت و آن سید بزرگوار، لباس خود را پوشیده، به خانه بازگشت. یکی از خواص، از او پرسید: چه رویدادی پیش آمد که شما چنان دچار احساسات پاک و خالصانه شدید که آن گونه سر از پا نشناخته، لباس از تن در آوردید و به سینه زنان پیوستید؟

آن مرحوم در پاسخ گفت: حقیقت آن است که با رسیدن به دسته سوگواران و سینه زنان، به ناگاه چشمم به محبوب دل ها، کعبه مقصود و قبله موعود، امام عصر علیه السلام افتاد و دیدم آن گرامی مرد عصرها و نسل ها، با سر و پای برهنه در میان انبوه سینه زنان، در سوگ پدر والایش حسین علیه السلام با چشمانی اشک بار به سر و سینه می زند. به همین جهت آن منظره مرا به حالی انداخت که قرارم از کف رفت و سر از پا نشناخته، وارد صف سوگواران و سینه زنان شدم ودر برابر کعبه مقصود و قبله موعود، به سوگواری پرداختم. (57)

3. حضرت مهدی (عج) و زیارت امام حسین علیه السلام

حاج علی بغدادی می گوید: [در تشرف خود] به حضرت صاحب الامر علیه السلام عرض کردم: ای سرور ما! مساله ای دارم؟ فرمود: بپرس. گفتم: روضه خوان های امام حسین علیه السلام، می خوانند که سلیمان اعمش، نزد شخصی آمد و از زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام پرسید، آن شخص گفت: بدعت است. شب آن شخص در عالم رؤیا، هودجی را میان زمین و آسمان دید، سؤال کرد: در آن هودج کیست؟ گفتند: فاطمه زهرا و خدیجه کبری علیهما السلام. گفت: به کجا می روند؟ گفتند: امشب (شب جمعه)، برای زیارت امام حسین علیه السلام می روند. همچنین دید رقعه هایی از هودج می ریزد ودر آنها نوشته است:

«امان من النار; لزوار الحسین فی لیلة الجمعة امان من النار یوم القیامة; این برگ امانی است در روز قیامت برای زوار امام حسین علیه السلام در شب های جمعه ».

آیا این حدیث، صحیح است؟

فرمودند: آری! راست ودرست است.

گفتم: سیدنا! صحیح است که می گویند: هر کس امام حسین علیه السلام را در شب جمعه زیارت کند، این زیارت برگ امان از آتش است؟

فرمود: آری والله; و اشک از چشمانش جاری شد و گریست... (58)

4. حضرت مهدی (عج)، در سوگ امام حسین علیه السلام

شیخ جلیل حاج ملا سلطان علی روضه خوان تبریزی - که از جمله عباد و زهاد بود - نقل می کند.

در عالم رؤیا به حضور حضرت بقیة الله - ارواحنا فداه - مشرف شده، خدمت ایشان عرض کردم: مولای من! آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده که می فرمایید:

«فلاندبنک صباحا و مساء و لابکین علیک بدل الدموع دما» (59) صحیح است؟

فرمود: بلی صحیح است.

عرض کردم: آن مصیبتی که در آن به جای اشک خون گریه می کنید، کدام است؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبراست؟ فرمود: نه، اگر علی اکبر زنده بود، در این مصیبت او هم خون گریه می کرد.

گفتم: آیا مصیبت حضرت عباس است؟ فرمود: نه، اگر عباس در حیات بود، او هم در این مصیبت خون گریه می کرد.

عرض کردم: لابد مصیبت حضرت سیدالشهداء علیه السلام است. فرمودند: نه، اگر حضرت سیدالشهداء علیه السلام هم در حیات بود، در این مصیبت خون گریه می کرد.

عرض کردم: پس این کدام مصیبت است که من نمی دانم؟ فرمودند: آن مصیبت، مصیبت اسیری زینب است » . (60)

5. عنایت حضرت مهدی (عج) به مجالس ذکر امام حسین علیه السلام

از آن جایی که امام زمان علیه السلام صاحب عزای واقعی است، بدون تردید به مجالسی که برای جد بزرگوارش علیه السلام برگزار می شود، عنایت و توجه ویژه ای دارد.

خطیب بزرگ شیعه، مرحوم شیخ عبدالزهراء کعبی (ره) می گوید: یک روز بعد از ظهر وارد صحن مطهر امام حسین علیه السلام شدم، شخصی در مقابل یکی از حجره های صحن شریف - که کتاب های مذهبی می فروخت و ما با من سابقه آشنایی داشت. مرا دید و گفت: کتاب کوچکی دارم که به نظرم برای شما خوب باشد و در آن اشعاری بسیار زیبا دارد. قیمت آن هم این است که یک بار آن را برایم بخوانی.

کتاب را گرفتم. خیلی کتاب مفید و سودمندی بود; زیرا اشعار قصیده ابن عرندس حلی - که مدت ها دنبال آن می گشتم - در آن بود. در یکی از رواق ها نشسته، به خواندن آن اشعار برای کتاب فروش مشغول شدم و هر دو اشک می ریختیم که ناگهان سیدی از بزرگان عرب را دیدم که در برابرم ایستاده به اشعارم گوش می دهد و گریه می کند.

چون به این بیت رسیدم:

ایقتل ظمآنا حسین بکربلا و فی کل عضو من انامله بحر

گریه آن بزرگوار شدید شد، رو به ضریح امام حسین علیه السلام کرد; این بیت را تکرار می نمود و همچون زن جوان مرده می گریست. همین که اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم. برای دیدن ایشان، از صحن خارج شدم تا شاید او را بیابم; ولی ایشان را ندیدم. به هر کجا رو نمودم، اثری نیافتم; گویا از برابر چشمم غایب شده است. به یقین دانستم که حضرت حجت و امام منتظر علیه السلام بوده است. (61)

علامه امینی (ره) در الغدیر (62) می گوید: در میان اصحاب ما مشهور است که در هر مجلسی قصیده ابن عرندس خوانده شود، موجب تشریف فرمایی حضرت بقیة الله - روحی له الفداه - به آن مجلس می شود. ما برای تیمن و تبرک چند بیت این قصیده را ذکر می نماییم.

ایقتل ظمآنا حسین بکربلا و فی کل عضو من انامله بحر و والده الساقی علی الحوض فی غد و فاطمه ماء الفرات لها مهر فوالهف نفسی للحسین و ما جنی علیه غداة الطف فی حربه الشمر

6. سفارش حضرت مهدی (عج) به زیارت عاشورا

محدث نوری (ره) حکایت سید رشتی را چنین نقل می کند که حضرت به سید دستور خواندن نافله (خصوصا نافله شب)، زیارت جامعه و زیارت عاشورا را می دهد و بعد از آن می فرماید: شما چرا نافله نمی خوانید؟ نافله نافله، نافله! شما چرا عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا! و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمی خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه! (63)

«خاتمه »

دولت حضرت مهدی (عج) و رجعت امام حسین علیه السلام

«رجعت » مساله ای است که در زمان ظهور نمود پیدا می کند و حضرت ولی عصر علیه السلام صاحب رجعت است. اولین امامی که در دولت کریمه رجعت می کند، امام حسین علیه السلام است و بعداز امام زمان، حضرت سید الشهدا علیه السلام، حاکم و امام حکومت می باشد.

1. رجعت امام حسین علیه السلام

بعد از حضرت حجت علیه السلام اولین شخصی که رجعت می کند و بر سراسر گیتی حکومت می کند، امام حسین علیه السلام است و در این قسمت به پاره ای از روایات در این باره، اشاره می شود:

1. امام صادق علیه السلام فرمود: «اولین کسی که زمین بر رویش شکافته می شود و به دنیا بر می گردد، حسین بن علی است » . (64)

آن حضرت هم چنین فرمود: اولین کسانی که به دنیا بر می گردند، حسین بن علی علیه السلام و یارانش و یزید بن معاویه و یارانش هستند که همه آنها را از اول تا آخر می کشد» . سپس امام صادق علیه السلام این آیه شریفه را تلاوت فرمود: «ثم رددنالکم الکرة علیهم و امددناکم باموال و بنین و جعلناکم اکثر نفیرا; (65) پس شما را بار دیگر بر آنها مسلط کنیم و با مال و فرزندان یاری رسانیم و تعدادتان را افزون تر کنیم » . (66)

و امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند: امام حسین علیه السلام شب عاشورا به اصحابش فرمود:

«... فابشروا بالجنة، فوالله انما نمکث ماشاء الله تعالی بعد ما یجری علینا، ثم یخرجنا الله و ایاکم حین یظهر قائمنا فینتقم من الظالمین، و انا و انتم نشاهدهم فی السلاسل و الاغلال و انواع العذاب و النکال...;

بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم که بعد از آنچه بر ما جاری شود، مکث خواهیم کرد آن قدر که خدای تعالی خواسته باشد، پس بیرون می آورد ما و شما را در آن هنگامی که قائم ما ظاهر شود، پس انتقام خواهد کشید از ظالمان، و ما و شما مشاهده خواهیم کرد ایشان را در سلاسل و اغلال و گرفتار به انواع عذاب و نکال..» . (67)

و امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، دوباره از «رجعت » خود سخن گفته، می فرماید: «من اولین کسی خواهم بود که زمین شکافته می شود و رجعت می کنم » . (68)

و در زیارت حضرت ابوالفضل علیه السلام می خوانیم: «جئتک یابن امیرالمؤمنین وافدا الیکم و قلبی مسلم لکم... فمعکم معکم لامع عدوکم انی بکم و بایابکم من المؤمنین و بمن خالفکم و قتلکم من الکافرین; ای پسر امیرمؤمنان! من به محضر شما شرفیاب شدم; در حالی که دلم تسلیم شما و یاریم آماده برای شما است... من با شمایم، با شمایم، نه با دشمنان شما. من نسبت به شما و بازگشت شما از ایمان آورندگان و نسبت به آنان که شما را کشتند، از کافرانم » . (69)

2. امام حسین علیه السلام در سوگ حضرت مهدی (عج)

بر اساس روایاتی که درباره رجعت وارد شده، امام حسین علیه السلام در اواخر حکومت ولی عصر، با اصحاب باوفایش رجعت می کند و برای همه مردمان معرفی می شود، تا کسی در مورد آن حضرت دچار تردید نگردد. هنگامی که همه مردم او را شناختند، اجل حضرت بقیة الله فرا رسیده، چشم از جهان فرو می بندد. آن گاه امام حسین علیه السلام متصدی و متولی امر غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می گردد.

امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه «ثم رددنا لکم الکرة علیهم » (70) می فرماید: «مقصود زنده شدن دوباره امام حسین علیه السلام و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است; در حالی که کلاه خودهایی طلایی بر سر دارند و به مردم، رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسین علیه السلام را اطلاع می دهند تا مؤمنان به شک و شبهه نیفتند» . این در حالی است که حضرت حجت در میان مردم است; چون معرفت و ایمان به حضرتش در دل های مردم استقرار یافت، مرگ او فرا می رسد. پس امام حسین علیه السلام متولی غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می شود و هرگزغیر از وصی، وصی را تجهیز و خاک سپاری نمی کند» . (71)

امام صادق علیه السلام می فرماید: «حسین علیه السلام با اصحابش می آیند و هفتاد پیامبر آنان را همراهی می کنند; چنان که همراه موسی علیه السلام هفتاد نفر فرستاده شدند. آن گاه حضرت قائم علیه السلام انگشتر را به وی می سپارد و امام حسین علیه السلام غسل و کفن، حنوط و دفن حضرت قائم را بر عهده می گیرد» . (72)

«اللهم بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة »

پی نوشت ها:

1) کمال الدین، ج 2، ص 420.

2) تفسیر فرات کوفی، ص 212.

3) سوره اسراء، آیه 33.

4) تفسیر عیاشی ج 2، ص 290: «عن سلام بن المستنیر عن ابی جعفر علیه السلام فی قوله: «و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا» قال: هو الحسین بن علی علیه السلام قتل مظلوما و نحن اولیاؤه، و القائم منا اذا قام طلب بثار الحسین، فیقتل حتی یقال قد اسرف فی القتل، و قال: المقتول الحسین علیه السلام و ولیه القائم، و الاسراف فی القتل ان یقتل غیر قاتله انه کان منصورا، فانه لا یذهب من الدنیا حتی ینتصر برجل من آل رسول الله صلی الله علیه و آله یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما» . (البرهان، ج 2، ص 419; البحار، ج 10، ص 150; اثبات الهداة، ج 7 ، ص 102) 5) ینابیع المودة، ص 590.

6) یادمهدی، محمدخادمی شیرازی، ص 16 و ص 132.

7) منتخب الاثر، آیة الله صافی گلپایگانی، ص 254.

8) کمال الدین، ج 1، ص 317; اثبات الهداة، ج 6، ص 397; بحارالانوارج 51، ص 134.

9) کفایة الاثر، ص 167.

10) کنوز الحقائق، (چاپ شده در حاشیه جامع الصغیر) ج 1، ص 161. (به نقل از مهدی موعود) . ج 1، ص 161.

11) البرهان، ص 94 (به نقل المهدی علی لسان الحسین، صابری همدانی، ص 12، ح 15) .

12) کمال الدین، ج 1، ص 318; اثبات الهداة، ج 6، ص 397; بحارالانوار، ج 51، ص 133 .

13) النجم الثاقب، ص 78.

14) بحار الانوار، ج 51، ص 37.

15) بحارالانوار، ج 101، ص 239، ح 38.

16) خلاصه قسمت دهم مقاله آیة الله کریمی جهرمی، در مجله جان جهان.

17) دلائل الامامة، طبری، ص 239.

18) امالی شیخ طوسی، ج 2، ص 233.

19) کمال الدین، ج 1، ص 317; اثبات الهداة، ج 6، ص 397; عقد الدرر، ص 134.

20) کمال الدین، ج 1، ص 317; عیون الاخبار، ج 1، ص 18; بحارالانوار، ج 51، ص 133.

21) کمال الدین، 1، ص 317; عیون الاخبار، ج 1، ص 18; بحار الانوار، ج 51، ص 133.

22) کمال الدین، ج 1، ص 317.

23) عقد الدرر، ص 111; البرهان، ص 113.

24) برای توضیحات این علایم، ر.ک: غیبت نعمانی، باب 14، ص 247 و 257 و 383; غیبت طوسی، ص 265 و 274 و 280; بحار الانوار، ج 52، ص 181 و 186 و 237 و 239 و 278; اثبات الهداة، ج 7، ص 398 و 424 و سیمای آفتاب ص 276.

25) البرهان، ص 115 (اذا هدم حائط مسجد الکوفه ممایلی دار عبدالله بن مسعود...) .

26) البرهان، ص 109 (اذا رایتم علامة من السماء نارا عظیمة...) ; عقد الدرر، ص 106.

27) گفتنی است که این زیارت منتسب به امام عصر علیه السلام است; ولی در انتساب آن به حضرت - تردیدهای جدی وجود دارد. (ر.ک: بحار الانوار، ج 98، ص 320.) 28) یاد مهدی، ص 199.

29) بحار الانوار، ج 51، ص 148.

30) چشم اندازی به حکومت مهدی (عج)، نجم الدین طبسی، ص 63.

31) غیبة طوسی، ص 274; کشف الغمه، ج 3، ص 252; بحار الانوار، ج 52، ص 290.

32) غیبة طوسی، ص 274; بحارالانوار، ج 52، ص 290.

33) قصص الانبیاء، راوندی ، ص 80; بحارالانوار، ج 52، ص 225; چشم انداز، ص 170.

34) بحارالانوار، ج 52، ص 385; غیبة طوسی، ص 275 بااندکی تفاوت; چشم انداز، ص 170.

35) کامل الزیارات، ص 30; مستدرک الوسائل، ج 3، ص 416; چشم انداز، ص 170.

36) کافی، ج 3، ص 415; ارشاد، ص 362; التهذیب، ج 3، ص 253; غیبة طوسی، ص 283; وسائل الشیعه، ج 3، ص 532; بحارالانوار، ج 52، ص 331.

37) مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 85; بحارالانوار، ج 45، ص 299; چشم انداز، ص 148.

38) علل الشرایع، ج 1، ص 219; عیون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 273; بحارالانوار، ج 52، ص 313; اثبات الهداة، ج 3، ص 455; چشم انداز، ص 154.

39) معالی السبطین، ج 1، ص 208; ریاض القدس، ج 1، ص 263; سحاب رحمت، ص 342.

40) امالی صدوق، مجلس 27; بحار الانوار، ج 44 ص 285; مجله جان جهان، ص 35.

41) بحار الانوار، ج 45، ص 189.

42) من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 53 و 232; بحارالانوار، ج 52، ص 333; اثبات الهداة ج 3، ص 517، 566; الشیعه و الرجعة، ج 2، ص 400; ارشاد، ص 365; روضة الواعظین، ج 2، ص 246; چشم انداز، ص 157.

43) مهدی موعود (عج)، ص 941; چشم انداز، ص 157.

44) مصباح المتهجد، الیوم الثالث یوم ولد فیه الحسین علیه السلام ص 758، مفاتیح الجنان، اعمال روز سوم شعبان، اقبال، سید علی بن طاووس 689، شیعه و رجعت ص 190.

45) اصول کافی، ج 2، ص 471.

46) با حسین (ع) تا مهدی (عج) سید مجتبی حسینی، ص 23.

47) مصباح المتهجد، شیخ طوسی، لیلة النصف من شعبان، مفاتیح، اعمال شب نیمه شعبان.

48) کافی، کتاب الحجة، باب فی شان انا انزلناه.

49) مفاتیح الجنان، بخش زیارات، زیارت امام حسین علیه السلام در شبهای قدر.

50) بحار الانوار، ج 51، ص 28.

51) همان، ج 52، ص 191، ج 24.

52) مصباح المتهجد، شیخ طوسی، المحرم و شرح زیارة الحسین علیه السلام، ص 713 و 714; مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا.

53) النجم الثاقب، ص 469.

54) همان.

55) مستدرک الوسائل ج 11، ص 14 ب 47، ج 7: (فضیل بن یسار عن ابی عبدالله علیه السلام قال: «و هم من خشیة الله مشفقون، یدعون بالشهادة و یتمنون ان یقتلوا فی سبیل الله، شعارهم یا لثارات الحسین علیه السلام اذا ساروا یسیر الرعب امامهم مسیرة شهر» .

56) العبقری الحسان، ج 1، ص 119، س 11.

57) دیدار یار، علی کرمی ج 2، ص 200. هر چند مرحوم نهاوندی این گفت و گو را از تشرفات مرحوم بحرالعلوم (ره) به محضر امام زمان (عج) دانسته است; ولی مرحوم دربندی (متوفای 1285 ه ق) در اسرار الشهادات تصریح کرده که این گفت و گو بین مرحوم بحرالعلوم و شاگرد زاهد و عارفش شیخ حسین نجف انجام گرفته است. (اسرار الشهادات، ج 3، ص 46، قم، انتشارات ذوی القربی، 1420 ه ق) 58) العبقری الحسان ج 2، ص 114; النجم الثاقب، ص 484; مفاتیح، ص 798; عنایات حضرت مهدی موعود (عج)، ص 77، عنایات حضرت مهدی (عج) به علما و طلاب، ص 101.

59) بحار الانوار، ج 98، ص 238.

60) العبقری الحسان، ج 1، ص 98، س 7.

61) شیفتگان حضرت مهدی (عج)، ج 3، ص 172; ملاقات با امام عصر، ص 315; عنایات حضرت مهدی (عج) به علما و طلاب، ص 397; کلمة المختار، ج 1، ص 440.

62) الغدیر، ج 7، ص 14.

63) النجم الثاقب، ص 60، مفاتیح الجنان بعد از زیارت جامعه.

64) بحار الانوار، ج 53، ص 39; الزام الناصب، ج 2، ص 360; تفسیر برهان، ج 2، ص 408; ایقاظ ، ص 360.

65) سوره اسراء، آیه 6.

66) بحارالانوار، ج 53، ص 76; تفسیر صافی، ج 3، 179; تفسیر عیاشی، ج 2، ص 282; نورالثقلین ج 3، ص 140; تفسیر برهان، ج 2، ص 408.

67) گزیده کفایة المهتدی، ص 105 و 106، ح 19.

68) بحار الانوار ج 53، ص 62 ; ایقاظ، ص 352 ; فوز اکبر، ص 36.

69) بحار الانوار، 22، ص 173; شیعه و رجعت، ص 217 و 218.

70) سوره اسراء، آیه 6.

71) کافی ج 8، ص 206; تاویل الایات الظاهرة، ج 1، ص 278 و ج 2، ص 762; مختصر البصائر ص 48; تفسیر برهان ج 2، ص 401، بحار الانوار، ج 53، ص 13 و ص 51 ص 56; تفسیر عیاشی، ج 2، ص 281; نور الثقلین ج 3، ص 138; المحجة ص 121; الایقاظ ص 309.

72) ایقاظ، ص 368.

ظهور منجی از دیدگاه نهج‌البلاغه

خطبه ۱۰۰ نهج‌البلاغه
حضرت علی(ع) در خطبه ۱۰۰ نهج‌البلاغه می‌فرماید: «الا ان مثل آل محمد صلی الله علیه و آله کمثل نجوم السماء اذا خوی نجم طلع نجم، آگاه باشید مثل آل ‌محمد(ص) مثل ستارگان آسمان است. اگر ستاره‌ای غروب کند. ستاره‌ دیگری طلوع خواهد کرد. (تا ظهور حضرت حجت(عج)».
به نظر مترجمان و شارحان نهج‌البلاغه، عبارت فوق، علاوه بر معرفی امامان معصوم(ع)، عنایت خاصی به معرفی امام دوازدهم(عج) داشته است.
در جملات مذکور نهج‌البلاغه، حضرت علی(ع)، امامان شیعیان از جمله امام عصر(عج) را به ستاره تشبیه فرموده‌اند. به نظر مترجمان و شارحان نهج‌البلاغه، به‌کارگیری این تشبیه دو دلیل دارد؛ یکی اینکه مردم در راه شناخت و اطاعت خدا، از انوار هدایت امامان معصوم(ع) بهره‌مند می‌شوند همچنان که مسافر در پیمودن راه، از ستارگان آسمان، روشنی و هدایت می‌گیرد.
مناسبت دیگر همان است که خود حضرت علی(ع) فرموده‌اند که حجت‌های خدا مثل ستارگان آسمان هستند که هر گاه یکی غروب کند، دیگری طلوع خواهد کرد؛ پس در نتیجه جهان هیچگاه از وجود حجت که مردم را به سوی خدا رهنمون باشد، خالی نیست.
خطبه ۱۸۲ نهج‌البلاغه
همچنین حضرت در خطبه ۱۸۲ نهج‌البلاغه در خصوص حضرت مهدی(عج) می‌فرماید «بقیه من بقایا حجته، خلیفه من خلائف انبیائه؛ او باقی مانده‌ای از حجت‌های خدا و جانشینی از جانشینان پیامبر خدا(ص) است».
عبارت فوق عبارتی است که مترجمان و شارحان نهج‌البلاغه معتقدند در آن، امام علی(ع) به توصیف امام مهدی(عج) پرداخته‌اند.
نکته‌ای که در جمله مذکور خودنمایی می‌کند، عبارت بقیه من بقایا حجته (او باقی مانده‌ای از حجت‌های خداست) است که با آیه شریفه‌ «بقیه الله خیرلکم ان کنتم مؤمنین؛ باقیمانده خدا برای شما بهتر است اگر مومن باشید» که در آیه ۸۶ سوره هود آمده است، شباهت ظاهری و معنایی بسیار زیادی دارد؛ به گونه ای که مفسرین مصحف شریف قرآن معتقدند آیه فوق در وصف امام زمان(عج) نازل شده است که این مساله اشراف کامل حضرت امیر(ع) بر قرآن و همچنین الهام‌پذیری ایشان از آیات آن کتاب مجید را به وضوح نشان می‌دهد.
همچنین حضرت در توصیف حضرت حجت(عج) در جایی دیگر از خطبه ۱۸۲ می‌فرماید «قد لبس للحکمه جنتها و اخذها بجمیع آدابها من الاقبال علیها و المعرفه بها؛ زره دانش بر تن دارد و با تمامی آداب و با توجه و معرفت کامل آن را فراگرفته است».
مفسران و شارحان نهج‌البلاغه، عبارات فوق را در وصف امام غائب(عج) می‌دانند اما نکته‌ایی که در عبارات فوق خودنمایی می‌کند، این است که حضرت امیر(ع) برای نشان دادن اینکه حضرت مهدی(عج) بر دانش اشراف دارند از لفظ «زره» استفاده کرده‌اند. اگر کسی زره دانش بر تن داشته باشد، قطعاً مراتب حکمت را شناخته و خود را از طریق زهد، از علایق دنیوی وارسته ساخته است. در نتیجه امیرالمؤمنین(ع) با به‌کارگیری این کلمه یعنی زره برای دانشی که حضرت مهدی‌(عج) دارای آن است، به صورتی بسیار زیبا و ظریف، علم و معرفتی که در نزد حضرت مهدی‌(عج) موجود است را به تصویر می‌کشد.
حضرت علی(ع) در ادامه توصیف امام مهدی(عج) در همان خطبه ۱۸۲ می‌فرماید «والتفرغ لها فهی عند نفسه ضالته التی یطلبها و حاجته التی یسأل عنها؛ حکمت گمشده اوست که همواره در جستجوی آن است و نیاز اوست که در به دست آوردنش می‌پرسد». مترجمان و مفسران نهج‌البلاغه بیان عبارات فوق توسط امام علی(ع) را توصیف ایشان از آخرین ذخیره الهی‌(عج) می‌دانند.
علاوه بر اینکه در عبارات فوق با اوصاف امام زمان(عج) در کلام حضرت امیر(ع) آشنا می‌شویم اما نکته مهمی وجود دارد که باید به آن توجه کرد و آن نکته این است که این جمله امیرالمؤمنین(ع) درباره حضرت مهدی‌(عج) که می‌فرماید «حکمت گمشده اوست» با این حدیث از حضرت محمد(ص) که می‌فرماید «الحکمه ضاله المؤمن؛ حکمت گمشده مؤمن است» دارای قرابت کاملی است؛ به گونه ای که پیامبر(ص) می‌فرماید حکمت گمشده مؤمن است و از آنجایی که مؤمن به معنای کامل کلمه، حضرت مهدی(عج) است، طبق حدیث پیامبر(ص) می‌توان نتیجه گرفت که حضرت حجت(عج) طالب حکمتند که به واسطه این تفاسیر می‌توان شباهت لفظی و معنایی کامل جملات حضرت علی(ع) با پیامبر اسلام(ص) درباره جستجوگران حکمت را مشاهده کرد و به ارزش سخنان امیرالمؤمنین(ع) که در مطابقت کامل با کلام پیامبر خاتم(ص) است، بیش از بیش پی برد.
خطبه ۱۵۰ نهج‌البلاغه
همچنین در خطبه ۱۵۰ نهج‌البلاغه آمده است «بدانید آن‌ کس از ما‌(حضرت مهدى‌«عج») که فتنه‌هاى آینده را دریابد، با چراغى روشن‌گر در آن گام می‌نهد و بر جاى پاى صالحان گام نهد (بر همان سیره و روش پیامبر(ص) و امامان(ع) رفتار می‌کند) تا گره‌ها را بگشاید، بردگان و ملت‌هاى اسیر را آزاد سازد، جمعیت‌هاى گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان پراکنده را جمع آورى می‌کند. حضرت مهدى(عج) سال‌هاى طولانى در پنهانى از مردم به سر می‌برد، آنچنان که اثر شناسان، اثر قدمش را نمی‌شناسند، اگر چه در یافتن اثر و نشانه‌ها تلاش فراوان کنند. سپس گروهى براى درهم کوبیدن فتنه‌ها آماده می‌گردند و چونان شمشیرها صیقل می‌خورند، دیده‌هاشان با قرآن روشنایى گیرد و در گوش‌هاشان تفسیر قرآن طنین افکند و در صبحگاهان و شامگاهان جام‌هاى حکمت سر می‌کشند».
احادیث ائمه معصومین(ع) در باب حضرت مهدی(عج)
همچنین در احادیث بسیاری از اهل بیت(ع) نیز در خصوص حضرت مهدی(عج) و ظهور ایشان روایاتی بسیاری وارد شده است که برخی از این احادیث نقل خواهد شد.
در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است «مَن اَنکَرَ القائِمَ مِن وُلدی أَثناءَ غَیبَتِهِ ماتَ میتَةً جاهِلیَّةً؛ کسی که قائم(مهدی) را که از فرزندان من است، در دوران غیبتش مُنکِر شود، بر حالت جاهلیت قبل از اسلام از دنیا خواهد رفت».
امام جعفرصادق(ع) نیز می‌فرماید «لَو لَمْ یَبْقَ منَ الدُّنیا اِلاَّ یَومٌ واحِدٌ لَطَوّلَ اللهُ ذلِکَ الیَومَ حَتّی یَخرُجَ قائمُنا أَهْلَ البَیت؛ اگر از عمر دنیا تنها یک روز مانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولانی می‌کند تا قائم ما اهل بیت(ع) ظهور یابد».
همچنین در حدیثی دیگر ازامام محمد باقر‌(ع) آمده است «اذا خَرَجَ أَسنَدَ ظَهْرهُ اِلَی الکَعبةِ وَ اجتَمع له ثلاثُمِأَةٍ وَ ثَلاثَةَ عَشَرَ رجَلاً. فَأَوَّلُ ما یَنطِقُ بِهِ هذِهِ الإیة «بَقِیةُ‌الله خیرٌلکُم اِنْ کُنتُم مؤمنین؛ زمانی که حضرت ظهور می‌کند به خانه کعبه تکیه می‌دهد و در خدمتش ۳۱۳ نفر(به تعداد لشکریان بدر) حضور پیدا می‌کنند».
امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید «المُنتَظِرُ لِلثّانی عَشَر کَالشّاهِرِ سَیفَهُ بَینَ یَدَی رُسولِ الله صلی‌الله علیه و آله یَذُبُّ عَنهُ؛ کسی که در انتظار امام دوازدهمین خود به سر می‌برد، همانند کسی است که در رکاب رسول خدا(ص) شمشیر کشیده و از آن حضرت دفاع می‌نماید».
همچنین پیامبر(ص) نیز در خصوص حضرت مهدی(عج) نیز می‌فرماید «مِن ذُُرَّیتی اَلمهدی اِذا خَرجَ نَزَل عیسَی بنُ مریمَ(ع) لِنُصرتِهِ فَقَدَّمَهُ وَ صلّی خَلفَهُ؛ مهدی(ع) از فرزندان من است، زمانی که قیام می‌کند عیسی ابن مریم(ع) جهت نصرت و یاری او (از آسمان) فرود می‌آید و حضرتش را برای نماز مقدم می‌دارد و به او اقتدا می‌نماید».

چند حدیث از پیامبر اکرم (ص) درمورد حضرت مهدی(عج)

رفاه مردم در عصر امام زمان (عج):

ابوسعید خدرى از پیامبر اکرم (ص) روایت کرد که فرمود :

یکون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنین و الافثمان و الافتسع یتنعم امتى فى زمانه نعیما لم یتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر یرسل السماء علیهم مدراراً و الا تدخر الارض شیئاً من نباتها.  

مهدى (عج) از میان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت یا هشت یا نه سال مى باشد،همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمایند که قبل از وى هیچ بر و فاجرى بدان نرسیده باشند،آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمین از روئیدنیهاى خود چیزى فرو گذار نمى کند.
عدل حضرت مهدى (عج):

ابوسعید مى گوید پیغمبر فرمود: 
تملاء الارض ظلماً و جوراً فیقوم رجل من عترتى فیملاءها قسطاً و عدلاً یملک سبعاً او تسعاً 

زمین پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قیام کند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت یا نه سال سلطنت نماید.

 نقل کرد که پیغمبر(ص) فرمود:

لا تنقضى الساعة حتى یملک الارض رجل من اهل بیتى یملاء الارض  عدلاً کما ملئت جوراً یملک سبع سنین.

قیامت منقضى نخواهد شد تا این که مردى از اهل بیت من به سلطنت رسد و او زمین را پر از عدل و داد کند ،چنان که پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است.
حضرت مهدى (عج) فرزند حضرت فاطمه  زهرا (س) :

از امام زین العابدین و آن حضرت از پدرش روایت نموده که پیامبر اکرم (ص) به حضرت فاطمه زهرا (س)  فرمود: 

المهدى من ولدک.

 مهدى (ع) از فرزندان تو است.



حضرت مهدى (عج) برگزیده خداست.

على بن هلال از پدرش روایت نموده که گفت در مرض پیامبر (ص) ،حضورش شرفیاب شدم ، دیدم فاطمه (س) در بالین پدرش نشسته و اشک مى ریزد چون صداى گریه اش بلند شد، پیامبر سر برداشت و فرمود:

فاطمه جان!چرا گریه مى کنی؟

عرض کرد:مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود؟

فرمود:عزیزم،مگر نمى دانى که خداوند به اهل زمین نگاه کرد و پدرت را از میان آنان برگزید،سپس نظر کرد و شوهرت را انتخاب کرد و به من وحى فرمود که تو را به او تزویج کنم؟

دخترم!ما اهل بیتى هستیم که خداوند عزوجل هفت فضیلت به ما عطا فرموده که به هیچ کس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است و آن این که:

من خاتم پیامبران نزد خدا و بهترین آنها و محبوبترین بندگان مى باشم و با این امتیازات پدر تو مى باشم،جانشین من بهترین جانشینان پیغمبران و محبوبترین آنها نزد خداست و او شوهر تو است شهید ما بهترین شهداء و محبوبترین آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى باشد،جعفربن ابیطالب که با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى کند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است، در سبط این امت که حسن و حسین دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى باشند از ماست،و به خدا قسم که پدرشان افضل از آنهاست.

یا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنیا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا کبیر یرحم صغیراً و لا صغیر یوقر کبیراً فیبعث الله عند ذلک منهما من یفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً یوم بالدین فى آخر الزمان کما قمت به فى آخر الزمان و یملاء الارض عدلاً کما ملئت جوراً .

اى فاطمه ! به خداوندى که مرا به راستى برانگیخته ،مهدى این امت نیز از ایشان مى باشد،موقعى که دنیا هرج و مرج شود و آشوبها پدید آید و راهها مسدود گردد و اموال یکدیگر را به غارت برند،نه بزرگتر به کوچکتر رحم کند و نه کوچکتر احترام بزرگتر را نگاه دارد،خداوند کسى را برانگیزد که قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشاید و اساس دین را در آخر الزمان استوار سازد،چنان که من در آخر الزمان پایدار گردم و زمین را پراز عدل نماید چنان که از ظلم پر شده باشد.
حضرت مهدى (عج)،حسینى است

در آن کتاب از حذیفة بن یمان روایت مى کند که گفت پیامبر اکرم (ص) خطبه اى ایراد فرمود و آنچه مى باید اتفاق بیفتد به ما اطلاع داد سپس فرمود:

 لولم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله عزوجل ذلک الیوم حتى یبعث رجلاً من ولدى اسمه اسمى.

اگر از عمر دنیا جز یک روز بیشتر نمانده باشد.خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اولاد من برانگیزد  که همنام من باشد.

 سلمان برخاست و عرض کرد:اى رسول خدا(ص) از کدام فرزند شما خواهد  بود؟ فرمود : از این فرزندم و دست روى شانه حسین (ع) گذاشت.


 قریه اى که حضرت مهدى (عج) از آنجا قیام مى کند 

به سند خود از عبدالله بن عمر روایت نموده که گفت:

 یخرج المهدى من قریة یقال لها کرعة

مهدى (عج) از قریه اى قیام مى کند که آن را کرعه مى گویند.


 ویژگیهاى حضرت

همچنین حذیفة از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمود:

المهدى رجل من ولدى وجهه کالکوکب الدرى

مهدى (عج) از فرزندان من است که چهره اش چون ستاره تابان است .


ظهور هویدا

ابو سعید خدرى روایت مى کند که پیغمبر (ص) فرمود :

یخرج المهدى فى امتى یبعثه الله عیاناً للناس یتنعم الامة و تعیش الماشیة و تخرج الارض نباتها و یعطى المال صحاحاً .

مهدى (عج) میان امت من قیام خواهد کرد و خداوند او را به طور آشکار براى مردم برانگیزد ،مردم در رفاه و چهار پایان در آسایش باشند و زمین روئیدنیهاى خود را بیرون دهد و او مال را به طور مساوى میان مردم تقسیم نماید.


 ابر بر سر او سایه افکند

عبدالله بن عمر نقل کرد که پیغمبر فرمود:

 یخرج المهدى و على رأسه عمامة فیهما مناد ینادى هذا المهدى خلیفة الله فاتبعوه .

مهدى (عج) در حالى که قطعه ابرى بر سر او سایه افکنده قیام مى نماید ،در آن وقت گوینده اى اعلام مى دارد که این مهدى خلیفة الله است از وى پیروى کنید.


بالاى سرحضرت مهدى (عج) فرشته اى است

عبدالله بن عمر مى گوید : پیامبر (ص) فرمود:

یخرج المهدى و على رأسه ملک ینادى هذا المهدى فاتبعوه .

مهدى (عج) در حالى قیام مى کند که فرشته اى بالاى سر او قرار دارد و مى گوید:حضرت مهدى (عج) این است از وى پیروى نمائید.
مژده پیامبر (ص) به ظهور مهدى (عج) 

ابوسعید خدرى از پیغمبر (ص) نقل کرده که فرمود :

ابشرکم بالمهدى یبعث فى امتى على اختلاف من الناس زلزال فیملاء الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً یرضى عنه ساکن السماء و ساکن الارض یقسم المال صحاحاً فقال له رجل : و ما صحاحاً ؟ قال : السویة بین الناس.

شما را مژده به ظهور مهدى (عج) مى دهم که به هنگام اختلاف زیاد و تزلزل مردم ، قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد ساکنان آسمان و زمین از حکومت او راضى خواهند بود و اموال را میان مردم به طور مساوى قسمت کند.

 نام آن حضرت

عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) روایت نموده که فرمود :

 لا یقوم الساعة حتى یملک رجل من اهل بیتى ، یواطى اسمه اسمى یملاء الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً .

پیش از قیامت مردى از اهل بیت من به سلطنت مى رسد که همنام من باشد زمین را پر از عدل و داد کند چنان که پر از ظلم و جور شده باشد.

 کنیه او 

حذیفه از آن حضرت روایت کرده که فرمود:

لولم یبق من الدنیا الا یوم واحد لبعث الله فیه رجلا اسمه اسمى و خلقه خلقى یکنّى ابا عبدالله .

اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد، خداوند در آن روز مردى را بر انگیزد که نامش نام من وخویش چون  خوى من و کنیه اش ابوعبدالله مى باشد.


عدل مهدى (عج)

ابوسعید خدرى از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمود:

لتملان الارض ظلما و عدواناً ثم لیخرجن رجل من اهل بیتى حتى یملاءها قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراو ظلماً.

چون روزى فرارسد که زمین پر از ظلم و ستم شود خداوند مردى از اهل بیت من ظاهر گرداند تا جهان را پر از عدل و داد کند . 

اخلاق آن حضرت 
عبدالله بن عمر روایت نموده که پیغمبر فرمود :

یخرج رجل من اهل بیتى یواطى اسمه اسمى و خلقه خلقى یملاءها قسطاً و عدلاً.

مردى از اهل بیت من خارج مى شود که نامش مطابق نام من و اخلاقش چون اخلاق من مى باشد، و او جهان را پر از عدل و داد کند.
بخشش مهدى (عج)

ابوسعید خدرى گفت رسول اکرم (ص) فرمود:

یکون عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن رجل یقال له: المهدى یکون عطاؤه هنیئاً .

در آخرالزمان و موقعى که آشوبها پدید آید، مردى به قدرت مى رسد که به او مهدى گفته مى شود که بخشش او گوارا باشد.



علم مهدى به سنت پیغمبر (ص)

ابو سعید خدرى روایت کرده که پیغمبر فرمود :

یخرج رجل من اهل بیتى و یعمل سنتى و ینزل الله له البرکة من السماء وتخرج الارض برکاتها و تملاء به الارض عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً و یعمل على هذه الامة سبع سنین و ینزل بیت المقدس .

مردى از اهل بیت من به سلطنت خواهد رسید که به سنت من (آن طور که باید) عمل نماید و خداوند از آسمان براى وى روزى فرستد و زمین آنچه دارد، بیرون دهد و او زمین را پر از عدل کند چنان که پراز ظلم و ستم باشد او به بیت المقدس درآید و هفت سال سلطنت نماید.

آمدن وى از جانب مشرق

عبدالله عمر گفت:روزى در خدمت پیامبر (ص) بودیم که عده اى از جوانان بنى هاشم بیامدند، از مشاهده آنها دیدگاه پیامبر پر از اشک شد و رنگ مبارکش تغییر کرد، اصحاب عرض کردند: یا رسول الله سیماى مبارکتان گرفته است ما نمى توانیم شما را بدین حالت ببینیم فرمود:

انا اهل بیت اختارالله لنا الآخرة على الدنیا و ان اهل بیتى سیلقون بعدى بلاء و تشریداً و تطریداُ حتى یأتى قوم من قبل المشرق و معهم رایات سود فیسألون الحق فلا یعطونه فیقاتلون و ینصرون فیعطون ماسألوا فلا یقبلون حتى یدفعوه الى رجل من اهل بیتى فیملاء ها قسطاً کما ملاءها جوراً فمن ادرک ذلک منکم فلیأتهم و لحبواً على الثلج .

ما اهل بیتى هستیم که خداوند آخرت را براى ما بر دنیا ترجیح داده ، بعد از این اهل بیت من مصیبتها مى بینند و از وطن آواره مى گردند ، تا آنگاه که مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سیاه به طلب حق قیام کنند، این حق را به آنها نمى دهند تا جنگ کنند ، و پیروزى یابند و حق را بگیرند و آن را به مردى از اهل بیت من بسپارند که دنیا را پر از عدل کند چنان که از ظلم پر شده باشد هر کس ، آن زمان را درک کند به آنها بپیوندد اگر چه به رفتن از روى برف باشد.

تجدید عظمت اسلام با ظهور او

حذیفه روایت نموده که از پیغمبر (ص) شنیدم مى فرمود:

واى بر این امت از سلطه اى که پادشاهان ستمگر بر آنها پیدا مى کنند و آنها را کشته، و مؤمنین را به وحشت مى اندازند، مگر کسى که فرمان آنها را گردن نهد شخص با ایمان به زبان با آنها مى سازد ولى قلباً از آنان مى گریزد و چون خداوند عزوجل اراده نماید که عزت اسلام را تجدید کند ، شوکت هر ستمگر جبارى را درهم بشکند زیرا خداى توانا قادر است امتى را که در میان فساد افتاده اند، به ساحل صلاح آورد.

سپس فرمود:اى حذیفه،لولم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتى یملک رجل من اهل بیتى تجرى الملاحم على یدیه و یظهر الاسلام لا یخلف وعده و هو سریع الحساب.

اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد، خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بیت من به سلطنت رسد که با بى دینان جنگها کند تا اسلام را آشکار سازد.


رفاه و آسایش مسلمانان در عصر حضرت مهدى (عج)

ابوسعید خدرى از پیغمبر (ص) روایت نموده که فرمود:

یتنعم امتى فى زمن المهدى (ع) نعمة لم یتنعموا قبلها قطّ یرسل السماء علیهم مدراراً و لا تدع الارض شیئاً من بناتها الاخرجته .

امت من در زمان مهدى (عج) چنان در فراخى معیشت به سر برند که هیچگاه پیش از آن ندیده باشند . آسمان پى در پى برکات خود را براى آنان فرو مى ریزد و زمین آنچه دارد بیرون مى دهد.


سلطنت حضرت مهدى (عج)

ابوهریره روایت کرده که پیغمبر (ص) فرمود:

لولم یبق من الدنیا الا لیلة لملک فیها رجل من اهل بیتى .

اگر از عمر دنیا جز یک شب نماند، در همان شب مردى از اهل بیت من به سلطنت رسد.


خلافت مهدى (عج) 

ثوبان از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمود:

نزد گنج شما سه نفر به قتل رسند که هر سه پسران خلیفه مى باشند و پس از آن دیگر هیچ یک از آنها خلیفه نمى شود تا آن که مردمى با پرچمهاى سیاه سررسند و طورى آنها را به قتل رسانند که هیچ قومى را بدان وضع نکشته باشند.

ثم یجیئى خلیفة الله المهدى فاذا سمعتم به فأتوه فیبایعوه فانه خلیفة الله المهدى .

سپس خلیفه خدا مهدى بیاید ، چون بشنوید که ظهور نموده به سوى او رو آورید و با او بیعت کنید زیرا او مهدى (عج) خلیفه حقیقى خداوند است .
بیعت با حضرت


ثوبان از پیامبر (ص) روایت کرده که فرمود: 

مردمى با پرچمهاى سیاه از جانب شرق پدید آیند که دلهاى آهنین دارند هر کس از آمدن آنها مطلع گشت به سوى آنها رو آورد و با آنان بیعت کند و لو با رفتن از روى برف باشد .


پیوند دهنده دلها

از حضرت على (ع) روایت شده که فرمود: به پیغمبر اکرم (ص) عرض کردم :

 یا رسول الله (ص) أمنا آل محمد المهدى أم من غیرنا ؟

اى رسول خدا مهدى از ما اهل بیت است یا از غیر ما؟

  پیامبر فرمود:

لا،  بل منا یختم الله به الدین کما فتح بنا و بنا ینقذون من الفتن کما انقذوا من الشرک و بنا یؤلف الله بین قلوبهم بعد عداوة الفتنة  اخوانا کما ألف بینهم بعد عداوة الشرک اخواناً فى دینهم .   

او از ماست خداوند دین را به وسیله او ختم کند چنان که توسط ما گشود ، مردم به وسبله ما از آشوبها نجات یابند چنان که از منجلاب شرک بیرون آمدند، دلهاى آنها را به هم پیوند دهد و بعد از دشمنیها آنها را با هم برادر کند، چنان که بعد از نجات از شرک ، آنها را با هم برادر دینى کرد.


حضرت مهدى (عج) حافظ امنیت

عبدالله بن عباس از پیغمبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمود:

لن تهلک امة انا فى اولها و عیسى بن مریم فى آخرها و المهدى فى وسطها . (3)

امتى که من در اول آنها و عیسى بن مریم (ع) در آخر آنها و مهدى (عج) در وسط آنها باشیم، هرگز هلاک نمى شوند.