حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

یوحنا ۵‏:‏۱‏-‏۴۷

۵  پس از این وقایع،‏ عیسی برای یکی از اعیاد یهودیان به اورشلیم رفت.‏ ۲  در اورشلیم نزدیک «دروازهٔ گوسفند» حوضی است که پنج ایوان* دارد و نام آن به زبان عبری بیت‌حِسدا است.‏ ۳  افراد بیمار،‏ نابینا،‏ لنگ و علیل* بسیاری در این ایوان‌ها خوابیده بودند.‏ ۴ * –‏–‏ ۵  مردی در آنجا بود که مدت ۳۸ سال بیمار بود.‏ ۶  وقتی عیسی دید که آن مرد آنجا خوابیده است و دانست که مدتی طولانی بیمار بوده،‏ به او گفت:‏ «آیا می‌خواهی تندرستی خود را بازیابی؟‏» ۷  مرد بیمار پاسخ داد:‏ «آقا،‏ من کسی را ندارم که وقتی آب به حرکت در می‌آید،‏ مرا در حوض ببرد.‏ تا من خود را به آنجا می‌رسانم،‏ یکی دیگر پیش از من پایین می‌رود.‏» ۸  عیسی به او گفت:‏ «برخیز!‏ بستر* خود را بردار و راه برو.‏» ۹  همان دم آن مرد تندرستی خود را بازیافت،‏ بستر* خود را برداشت و شروع به راه رفتن کرد.‏آن روز،‏ روز سَبَّت* بود.‏ ۱۰  از این رو،‏ یهودیان به مردی که شفا یافته بود،‏ گفتند:‏ «امروز سَبَّت است و برای تو جایز نیست که بستر* خود را حمل کنی.‏» ۱۱  او در جواب به آنان گفت:‏ «آن که مرا تندرست ساخت به من گفت:‏ ‹بستر* خود را بردار و راه برو.‏›» ۱۲  آنان از او پرسیدند:‏ «مردی که به تو گفت:‏ ‹بسترت* را بردار و راه برو› کیست؟‏» ۱۳  اما مرد شفایافته نمی‌دانست که او چه کسی است؛‏ زیرا عیسی در میان جمعیتِ حاضر در آنجا ناپدید شده بود.‏۱۴  چندی بعد،‏ عیسی آن مرد را در معبد یافت و به او گفت:‏ «تو تندرستی خود را بازیافته‌ای.‏ پس دیگر گناه مکن تا به وضعی بدتر دچار نشوی.‏» ۱۵  آن مرد رفت و به یهودیان گفت:‏ «کسی که مرا تندرست ساخت،‏ عیسی بود.‏» ۱۶  چون عیسی در روز سَبَّت چنین کارهایی می‌کرد،‏ یهودیان به آزار او پرداختند.‏ ۱۷  اما عیسی به آنان گفت:‏ «پدر من تا به حال کار کرده است و هنوز کار می‌کند و من نیز همچنان کار می‌کنم.‏» ۱۸  از این رو،‏ یهودیان در کشتن او بیشتر مصمم شدند؛‏ زیرا نه تنها سَبَّت را زیر پا می‌گذاشت،‏ بلکه خدا را نیز پدر خود می‌خوانْد و بدین ترتیب،‏ خود را با خدا برابر می‌ساخت.‏۱۹  پس عیسی در پاسخ به آنان گفت:‏ «حقیقتاً به شما می‌گویم،‏ پسر از خود هیچ کاری نمی‌تواند بکند،‏ مگر فقط کارهایی که می‌بیند پدر می‌کند،‏ چون هر آنچه پدر انجام می‌دهد،‏ پسر نیز آن را به همان شیوه انجام می‌دهد؛‏ ۲۰  زیرا پدر،‏ پسر را دوست دارد* و هر آنچه خود می‌کند به او نشان می‌دهد.‏ همچنین کارهایی بزرگ‌تر از این‌ها به او نشان خواهد داد تا شما حیرت کنید.‏ ۲۱  همان طور که پدر مردگان را برمی‌خیزاند و زنده می‌کند،‏ پسر نیز هر که را بخواهد،‏ زنده می‌کند؛‏ ۲۲  زیرا پدر هیچ کس را داوری نمی‌کند،‏ بلکه داوری را تماماً به پسر سپرده است ۲۳  تا همه پسر را حرمت گذارند،‏ همان طور که پدر را حرمت می‌گذارند.‏ هر که پسر را حرمت نمی‌نهد،‏ پدر را نیز که او را فرستاده است،‏ حرمت نمی‌نهد.‏ ۲۴  حقیقتاً به شما می‌گویم،‏ آن که کلام مرا بشنود و به کسی که مرا فرستاده است،‏ ایمان آورد،‏ زندگی جاودان می‌یابد و محکوم نمی‌شود،‏ بلکه از مرگ به حیات پا گذاشته است.‏۲۵  ‏«حقیقتاً به شما می‌گویم،‏ زمانی می‌رسد و اکنون رسیده است که مردگان صدای پسر خدا را خواهند شنید و کسانی که آن را بشنوند،‏ زنده خواهند شد؛‏ ۲۶  زیرا همان طور که پدر در خود حیات دارد،‏* به پسر نیز این را بخشیده است که در خود حیات داشته باشد ۲۷  و به او اقتدار داده است تا داوری کند؛‏ زیرا او پسر انسان است.‏ ۲۸  از این سخنان حیرت مکنید؛‏ زیرا زمانی می‌رسد که تمام آنانی که در قبرها* هستند،‏ صدای او را خواهند شنید ۲۹  و بیرون خواهند آمد،‏ هر که اعمال نیکو کرد،‏ رستاخیزش به حیات می‌انجامد و هر که اعمال شریرانه پیشه کرد،‏ رستاخیزش به محکومیت می‌انجامد.‏ ۳۰  من هیچ کاری را نمی‌توانم از خود انجام دهم،‏ بلکه مطابق آنچه می‌شنوم،‏ داوری می‌کنم و داوری من عادلانه است؛‏ زیرا در پی انجام دادن خواست خود نیستم،‏ بلکه در پی انجام دادن خواست آن کسی هستم که مرا فرستاده است.‏۳۱  ‏«اگر تنها من در مورد خود شهادت دهم،‏ شهادتی که می‌دهم معتبر نیست.‏ ۳۲  کسی دیگر هست که در مورد من شهادت می‌دهد و می‌دانم که شهادت او در مورد من معتبر است.‏ ۳۳  شما افرادی نزد یحیی فرستادید و او بر حقیقت شهادت داده است.‏ ۳۴  اما من به شهادت انسان نیازی ندارم،‏ بلکه این‌ها را می‌گویم که شما نجات یابید.‏ ۳۵  آن مرد،‏ چراغی افروخته و درخشان بود و شما می‌خواستید مدتی کوتاه در نور او شادی کنید.‏ ۳۶  اما شهادتی که من دارم،‏ بزرگ‌تر از شهادتی است که یحیی داد؛‏ زیرا کارهایی که پدر به من محوّل کرده است تا به انجام رسانم،‏ یعنی همین کارهایی که می‌کنم،‏ شهادت می‌دهد که پدر مرا فرستاده است.‏ ۳۷  پدری که مرا فرستاد،‏ خود بر من شهادت داده است.‏ شما هرگز نه صدای او را شنیده‌اید و نه ظاهر او را دیده‌اید.‏ ۳۸  کلام او نیز در شما نمی‌ماند؛‏ زیرا به کسی که او فرستاد،‏ ایمان نمی‌آورید.‏۳۹  ‏«شما نوشته‌های مقدّس را کندوکاو می‌کنید؛‏ زیرا گمان می‌برید که از طریق آن‌ها زندگی جاودان خواهید داشت،‏ حال آن که همین نوشته‌ها خود بر من شهادت می‌دهد.‏ ۴۰  با این حال نمی‌خواهید نزد من بیایید تا حیات یابید.‏ ۴۱  من از انسان‌ها جلال نمی‌پذیرم،‏ ۴۲  اما به‌خوبی می‌دانم که شما محبت خدا را در دل خود ندارید.‏ ۴۳  من به نام پدر خود آمده‌ام،‏ اما شما مرا نمی‌پذیرید؛‏ لیکن اگر کسی به نام خود می‌آمد،‏ او را می‌پذیرفتید.‏ ۴۴  چطور می‌توانید ایمان بیاورید،‏ در حالی که از یکدیگر جلال می‌پذیرید،‏ اما در پی جلالی که از خدای یکتاست،‏ نیستید؟‏ ۴۵  گمان مبرید که من شما را نزد پدر متهم خواهم کرد.‏ آن که شما را متهم می‌کند موسی است،‏ همان که شما به او امید بسته‌اید.‏ ۴۶  در واقع،‏ اگر به موسی ایمان داشتید،‏ به من نیز ایمان می‌آوردید؛‏ زیرا او در مورد من نوشته است.‏ ۴۷  اما اگر به نوشته‌های او ایمان ندارید،‏ چگونه به آنچه من می‌گویم،‏ ایمان خواهید آورد؟‏»‏

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد