حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

یوحنا ۲‏:‏۱‏-‏۲۵

۲  در روز سوم،‏ جشن عروسی‌ای در قانای جلیل بر پا شد و مادر عیسی در آنجا بود.‏ ۲  عیسی و شاگردانش نیز به آن جشن عروسی دعوت شده بودند.‏۳  چون شراب کم آمد،‏ مادر عیسی به او گفت:‏ «آنان شراب ندارند.‏» ۴  اما عیسی به او گفت:‏ «ای زن،‏ این به من و تو چه ارتباطی دارد؟‏* وقت من هنوز نرسیده است.‏» ۵  مادرش به خدمتکاران گفت:‏ «هر چه به شما بگوید،‏ انجام دهید.‏» ۶  در آنجا شش خمرهٔ سنگی قرار داشت که برای مراسم تطهیر یهودیان به کار می‌رفت و هر یک دو یا سه پیمانهٔ بزرگ گنجایش داشت.‏* ۷  عیسی به خدمتکاران گفت:‏ «این خمره‌ها را با آب پر کنید.‏» پس آن‌ها را لبالب پر کردند.‏ ۸  سپس به ایشان گفت:‏ «حال کمی از آن را بردارید و نزد ناظر جشن ببرید.‏» آنان نیز چنین کردند.‏ ۹  ناظر جشن آبی را که به شراب مبدّل شده بود،‏ چشید.‏ او نمی‌دانست که آن شراب از کجا آمده است.‏ (‏اما خدمتکارانی که آب را برداشته بودند،‏ می‌دانستند.‏)‏ آنگاه ناظر،‏ داماد را صدا کرد ۱۰  و به او گفت:‏ «همه اول با شراب مرغوب پذیرایی می‌کنند و وقتی مهمانان مست شدند،‏ شرابی را که کیفیتی پایین‌تر دارد،‏ می‌آورند.‏ اما تو شراب مرغوب را تا به حال نگاه داشته‌ای.‏» ۱۱  به این ترتیب،‏ در قانای جلیل بود که عیسی اولین معجزهٔ* خود را صورت داد و بدین شکل جلال خود را آشکار ساخت و شاگردانش به او ایمان آوردند.‏۱۲  پس از آن،‏ عیسی به همراه مادر خود و همچنین برادران و شاگردانش به کَفَرناحوم رفت.‏ اما چند روز بیشتر در آنجا نماندند.‏۱۳  چیزی به عید پِسَحِ یهودیان نمانده بود که عیسی به اورشلیم رفت.‏ ۱۴  در معبد افرادی را دید که گاو،‏ گوسفند و کبوتر می‌فروشند،‏ همچنین صرّافانی را دید که پشت میزهای خود نشسته‌اند.‏ ۱۵  پس با چند طناب تازیانه‌ای ساخت و گوسفندان و گاوان را به همراه فروشندگان آن‌ها از معبد بیرون راند.‏ همچنین سکه‌های صرّافان را بر زمین ریخت و میزهایشان را واژگون کرد.‏ ۱۶  عیسی به کبوترفروشان گفت:‏ «این‌ها را از اینجا ببرید!‏ خانهٔ پدر مرا محل کسب مسازید!‏»‏* ۱۷  شاگردانش این نوشته را به یاد آوردند که می‌گوید:‏ «غیرت برای خانهٔ تو مرا خواهد سوزاند.‏»‏۱۸  یهودیان در مقابل به او گفتند:‏ «چه نشانه‌ای برای ما می‌آوری که ثابت کند حق انجام دادن این کارها را داری؟‏» ۱۹  عیسی به آنان پاسخ داد:‏ «این معبد را ویران کنید و در سه روز آن را برپا خواهم کرد.‏» ۲۰  یهودیان گفتند:‏ «ساختن بنای این معبد ۴۶ سال به طول انجامیده است و تو در سه روز آن را برپا خواهی کرد؟‏» ۲۱  اما منظور عیسی از معبد،‏ بدن خودش بود.‏ ۲۲  هنگامی که از مردگان برخاست،‏ شاگردانش این گفتهٔ او را به یاد آوردند و به نوشته‌های مقدّس و سخنانی که عیسی گفته بود،‏ ایمان آوردند.‏۲۳  هنگامی که عیسی برای عید پِسَح در اورشلیم بود،‏ بسیاری از مردم با دیدن نشانه‌هایی که به ظهور می‌رسانْد،‏ به نام او ایمان آوردند.‏ ۲۴  اما عیسی به دلیل شناختی که از همهٔ آنان داشت،‏ به ایشان اعتماد نکرد.‏ ۲۵  همچنین نیازی نداشت در مورد انسان‌ها چیزی به او گفته شود،‏ چون خود از آنچه در وجود انسان‌هاست،‏ آگاه بود.‏

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد