حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

تولد درون خود آدمی که به انسانیت میرسد

اول در هر خوشبختی محبت هست زیرا محبت حسد را از بین میبرد.زیرا در مهربانی گشایشی هست بنام دور ریختن بدی.وقتی بدی دور ریخته شود.شما وارد تولد تازه ای در خود میشوید.و آن تولد محبت کردن هست.زیرا بی توقع محبت میکنید.و بدون توقف به کاری که خوبست سرانجام تازه ای میدهید.زیرا کمال انسانی در رشد مثال بذریست که شکوفایی آن درخت حاصلخیزی از درهای دیگر خوبیست.زیرا از در خوبی وارد شدید.پس کوبیدن در خوبی یعنی خواستن باز شدن هست.و درو کردن آن داس محبت هست نه داس خشونت.هر چه کاشتی برداشتی در کوله بار رفتن از حیات دوباره تولد درون خود آدمی که به انسانیت میرسد. مثال پرنده ای که خود را از قفس برهاند تا به آسمان پرواز کند.نهال محبت نهالیست که نه خشک میشود نه از بین میرود زیرا روشن نگاه داشتن آن درون دیگری نهال دیگریست.اما نهالی که بدی باشد در بسته از سرابیست که به بدی برای دیگری ختم میشود کدام در بهترست در محبت یا در بدی.محبت بهترین در هست زیرا چنانکه دری را میکوبید که خوبی در آن سایه افکنده روشنایی آن بر تمام زندگی شما سایه میفکند.سایه محبت را گسترانیدن یعنی زدودن بدی و جایگزینی خوبی.خوبی را جستن در کاری که میتوان انجام داد.مواظبت از این نهال تا رشد آن یعنی زنده نگهداشتن آن تا مبادا خشک در درون نشود.و ابیاری آن یعنی این محبت را درون خود زنده نگه دارم سر سبزی آن نشاط روح شماست.زیرا شما کاری میکنید که درونتان ازرده نیست و درونتان شاد میشود.و برونتان با درونیاتتان یکسان میشود.زیرا شما محبت را جستجو کرده اید نه نشسته نه منتظرید بلکه آن را درونتان زنده نگهداشتید.و از آن مرحمت خود را و دیگری را با مبادله ای خوب می ازمائید.مبادله معنوی یعنی من بتو محبت میکنم اما مبادله مالی از تو ندارم.زیرا برگشت آن را از چرخش این زنجیره از خدا خواسته ام.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد